خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق نافرجام و حرص و طمع در عشق شکایت میکند. او از ناتوانی در رسیدن به معشوق و رنجهای عشق میگوید و به مخاطب هشدار میدهد که از دام عشق بپرهیزد. همچنین، شاعر به ارزش خود واقف است و از تحقیر شدن در برابر معشوق خودداری میکند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و رنجهای ناشی از عشق است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، برخی از اشارات مانند 'حرص و پیری' و 'دام عشق' نیاز به بلوغ فکری برای درک کامل دارد.
شماره ۱۳۰۸ - به نظاره جوانان که کسی نیافت سیری
به نظاره جوانان که کسی نیافت سیری
من پیر بس حریصم چه بلاست حرص و پیری ۱
چکنم که چون تو یوسف نتوان خرید وصلت
نه بنقد سربلندی نه بمایه فقیری ۲
چو سر وفا نداری مفکن بدام خویشم
چه کنی شکار مرغی که ز خاک بر نگیری ۳
نروی بدام زلفش بهوای خویش ایدل
که هزار بار خواهی که بمیری و نمیری ۴
چمن جمال خوبان دو سه روز دلپذیرست
تو بهشت عاشقانی همه عمر دلپذیری ۵
من از آهوی دو چشمت شده ام زبون ولیکن
بخدا که پیش شیران ننهم سر اسیری ۶
ز جفای تیغ خشمت سر خود گرفت هر کس
گذر از تو من ندارم چکنم که ناگزیری ۷
بسگان یار اهلی نتوان برابری کرد
بشناس قدر خود را مکن اینچنین دلیری ۸
من پیر بس حریصم چه بلاست حرص و پیری ۱
چکنم که چون تو یوسف نتوان خرید وصلت
نه بنقد سربلندی نه بمایه فقیری ۲
چو سر وفا نداری مفکن بدام خویشم
چه کنی شکار مرغی که ز خاک بر نگیری ۳
نروی بدام زلفش بهوای خویش ایدل
که هزار بار خواهی که بمیری و نمیری ۴
چمن جمال خوبان دو سه روز دلپذیرست
تو بهشت عاشقانی همه عمر دلپذیری ۵
من از آهوی دو چشمت شده ام زبون ولیکن
بخدا که پیش شیران ننهم سر اسیری ۶
ز جفای تیغ خشمت سر خود گرفت هر کس
گذر از تو من ندارم چکنم که ناگزیری ۷
بسگان یار اهلی نتوان برابری کرد
بشناس قدر خود را مکن اینچنین دلیری ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۰۷ - دی شامگه کز پیش من مرکب بتندی تاختی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۰۹ - چند سازم که شوم خاک و تو بر من گذری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.