خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد و رنج عشق و جدایی سخن میگوید. شاعر از اشکهای جگرسوز، دلهای سوخته، و شبهای مستی و خرابی یاد میکند و آرزوی رسیدن به معشوق را دارد. همچنین، اشارهای به بیاعتنایی معشوق و رنجش از همنفسان دارد.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. همچنین، اشارههایی به مستی و خرابی دارد که برای سنین پایین مناسب نیست.
شماره ۱۳۱۰ - ای اشک جگر سوز که در چشم پر آیی
ای اشک جگر سوز که در چشم پر آیی
بنشین که نمک ریزه دلهای کبابی ۱
یارب که کف پای تو بر دیده که مالد
شبها که تو افتاده ز می مست و خرابی ۲
دریاب کزین همنفسان زود برنجی
و آنگاه چو من سوخته جویی و نیابی ۳
پروای که داری تو که با حشمت شاهی
سرخوش ز می حسنی و مستان ز شرابی ۴
بیداری اهلی بامیدی است که یکشب
بوسد کف پای تو نه بیند که بخوابی ۵
بنشین که نمک ریزه دلهای کبابی ۱
یارب که کف پای تو بر دیده که مالد
شبها که تو افتاده ز می مست و خرابی ۲
دریاب کزین همنفسان زود برنجی
و آنگاه چو من سوخته جویی و نیابی ۳
پروای که داری تو که با حشمت شاهی
سرخوش ز می حسنی و مستان ز شرابی ۴
بیداری اهلی بامیدی است که یکشب
بوسد کف پای تو نه بیند که بخوابی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۰۹ - چند سازم که شوم خاک و تو بر من گذری
گوهر بعدی:شماره ۱۳۱۱ - منعت نکنم گر ببد اندیش نشینی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.