هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد و رنج عشق و جدایی سخن میگوید. شاعر از اشکهای جگرسوز، دلهای سوخته، و شبهای مستی و خرابی یاد میکند و آرزوی رسیدن به معشوق را دارد. همچنین، اشارهای به بیاعتنایی معشوق و رنجش از همنفسان دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. همچنین، اشارههایی به مستی و خرابی دارد که برای سنین پایین مناسب نیست.
شماره ۱۳۱۰ - ای اشک جگر سوز که در چشم پر آیی
ای اشک جگر سوز که در چشم پر آیی
بنشین که نمک ریزه دلهای کبابی ۱
یارب که کف پای تو بر دیده که مالد
شبها که تو افتاده ز می مست و خرابی ۲
دریاب کزین همنفسان زود برنجی
و آنگاه چو من سوخته جویی و نیابی ۳
پروای که داری تو که با حشمت شاهی
سرخوش ز می حسنی و مستان ز شرابی ۴
بیداری اهلی بامیدی است که یکشب
بوسد کف پای تو نه بیند که بخوابی ۵
بنشین که نمک ریزه دلهای کبابی ۱
یارب که کف پای تو بر دیده که مالد
شبها که تو افتاده ز می مست و خرابی ۲
دریاب کزین همنفسان زود برنجی
و آنگاه چو من سوخته جویی و نیابی ۳
پروای که داری تو که با حشمت شاهی
سرخوش ز می حسنی و مستان ز شرابی ۴
بیداری اهلی بامیدی است که یکشب
بوسد کف پای تو نه بیند که بخوابی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۰۹ - چند سازم که شوم خاک و تو بر من گذری
گوهر بعدی:شماره ۱۳۱۱ - منعت نکنم گر ببد اندیش نشینی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.