هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دلتنگی خود میگوید و از بیوفایی معشوق شکایت میکند. او خود را به موجودات و پدیدههای طبیعت مانند خورشید، مرغ گلستان و شیشهای نازک تشبیه میکند و از سنگدلی معشوق مینالد. شاعر معتقد است معشوق از ارزش عشق او بیخبر است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از استعارهها و تشبیههای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و احساسی دارند.
شماره ۱۳۱۴ - ایشوخ مرا اینهمه دلتنگ چه داری
ایشوخ مرا اینهمه دلتنگ چه داری
با من چو وفایی نکنی جنگ چه داری ۱
خورشید صفت نامزد عشق تو شهریست
از مهر من سوخته دل تنگ چه داری ۲
دارم بضعیفی دلی از شیشه تنک تر
ایسنگدل اندر پی من سنگ چه داری ۳
من مرغ گلستان توام پاس دلم دار
در کشتنم ایشاخ گل آهنگ چه داری ۴
گنجی است دل اهلی و در دست تو خاری
گویا خبرت نیست که در چنگ چه داری ۵
با من چو وفایی نکنی جنگ چه داری ۱
خورشید صفت نامزد عشق تو شهریست
از مهر من سوخته دل تنگ چه داری ۲
دارم بضعیفی دلی از شیشه تنک تر
ایسنگدل اندر پی من سنگ چه داری ۳
من مرغ گلستان توام پاس دلم دار
در کشتنم ایشاخ گل آهنگ چه داری ۴
گنجی است دل اهلی و در دست تو خاری
گویا خبرت نیست که در چنگ چه داری ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۱۳ - خنده یی کردی چو گل مارا چو بلبل سوختی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۱۵ - بخدا که بزم ما را ز غم تو شامگاهی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.