هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و دلبستگی سخن میگوید، جایی که شاعر از جذبههای معشوق و تأثیر عمیق او بر زندگی خود میسراید. او از جوانی و بهار عمر یاد میکند که معشوق به او بخشیده و از روزهای خوشی که با یار گذرانده سخن میگوید. همچنین، شاعر از درد فراق و رنجهای عشق مینالد، اما با این وجود، از عشق خود پشیمان نیست و حتی از ریختن خون خود به دست معشوق شادمان است.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک کامل آن نیاز به بلوغ عاطفی و شناخت ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و فراق ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۳۱۶ - بصد کرشمه مهرم شکار خود کردی
بصد کرشمه مهرم شکار خود کردی
کنون کناره گرفتی که کار خود کردی ۱
کس از بهار جوانی ندید در عالم
جوانیی که تو در نوبهار خود کردی ۲
هزار دشمنم از هر طرف کمین کرده
چه روز بود که ما را تو یار خود کردی ۳
اگرچه خون من ای دیده ریختی شادم
که مزد کار تو هم در کنار خود کردی ۴
نه صبر ماند و نه هوشت نه دین و دل اهلی
که این کند که تو با روزگار خود کردی ۵
کنون کناره گرفتی که کار خود کردی ۱
کس از بهار جوانی ندید در عالم
جوانیی که تو در نوبهار خود کردی ۲
هزار دشمنم از هر طرف کمین کرده
چه روز بود که ما را تو یار خود کردی ۳
اگرچه خون من ای دیده ریختی شادم
که مزد کار تو هم در کنار خود کردی ۴
نه صبر ماند و نه هوشت نه دین و دل اهلی
که این کند که تو با روزگار خود کردی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۱۵ - بخدا که بزم ما را ز غم تو شامگاهی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۱۷ - بوعده بوسی ام از عشوه سازیی دادی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.