هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام و دردهای آن سخن میگوید. شاعر از بیوفایی معشوق و رنجهای عاشق مینالد، همچنین به تضاد بین دوستی و دشمنی اشاره میکند و در نهایت به نالههای بیپاسخ عاشقانه اشاره دارد.
رده سنی:
15+
متن شامل مفاهیم عاشقانه و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین ممکن است برخی از مضامین مانند درد عشق و ناامیدی برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۳۱۸ - اول ز عاشقان بوفا یاد میکنی
اول ز عاشقان بوفا یاد میکنی
عاشق چو شد فریفته بیداد میکنی ۱
گویا بعشوه یار توام یاد میکنی
شادم بدینقدر که دلم شاد میکنی ۲
خواهند عاشقان تو خود را ز رشگ سوخت
زانرو که بس حکایت فرهاد میکنی ۳
گفتی گذشتم از سر خونت به دوستی
باز این چه دشمنی است که بنیاد میکنی ۴
اهلی خموشباش که آنگل نه زان تست
گر تو هزار ناله و فریاد میکنی ۵
عاشق چو شد فریفته بیداد میکنی ۱
گویا بعشوه یار توام یاد میکنی
شادم بدینقدر که دلم شاد میکنی ۲
خواهند عاشقان تو خود را ز رشگ سوخت
زانرو که بس حکایت فرهاد میکنی ۳
گفتی گذشتم از سر خونت به دوستی
باز این چه دشمنی است که بنیاد میکنی ۴
اهلی خموشباش که آنگل نه زان تست
گر تو هزار ناله و فریاد میکنی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۱۷ - بوعده بوسی ام از عشوه سازیی دادی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۱۹ - هرکه یکساعت طبیب جان بیمارش تویی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.