خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و رنجهای عاشقانه سخن میگوید، با تصاویری از گل، شراب، و نالههای دل. شاعر از درد فراق و جفای معشوق مینالد و به می پناه میبرد تا از غم رهایی یابد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا سنگین باشد. همچنین اشارههایی به مصرف شراب دارد که نیاز به درک بالاتری از زمینههای فرهنگی و ادبی دارد.
شماره ۱۳۲۷ - گلی است عارض ساقی بنازکی کز وی
گلی است عارض ساقی بنازکی کز وی
چو گل که در عرق افتد برون تراود خوی ۱
چو همعنان نتوانم شد از روی خامی
پی سمند ترا گیرم و دوم از پی ۲
چه جای آنکه بنالد دلم ز ناوک تو
که استخوان تنم ناله میکند چون نی ۳
بیار می که بیابان غم رهی دورست
اگر مرا نبرد می نگردد اینره طی ۴
بخون اهلی بیکس که دامنت گیرد
بکش به تیغ جفایش که الضمان علی ۵
چو گل که در عرق افتد برون تراود خوی ۱
چو همعنان نتوانم شد از روی خامی
پی سمند ترا گیرم و دوم از پی ۲
چه جای آنکه بنالد دلم ز ناوک تو
که استخوان تنم ناله میکند چون نی ۳
بیار می که بیابان غم رهی دورست
اگر مرا نبرد می نگردد اینره طی ۴
بخون اهلی بیکس که دامنت گیرد
بکش به تیغ جفایش که الضمان علی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۲۶ - از رشگ رخت گر دل گل درد نکردی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۲۸ - ایکه بر بالین طبیب جان بیمار منی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.