هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و رنجهای عاشقانه سخن میگوید، با تصاویری از گل، شراب، و نالههای دل. شاعر از درد فراق و جفای معشوق مینالد و به می پناه میبرد تا از غم رهایی یابد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا سنگین باشد. همچنین اشارههایی به مصرف شراب دارد که نیاز به درک بالاتری از زمینههای فرهنگی و ادبی دارد.
شماره ۱۳۲۷ - گلی است عارض ساقی بنازکی کز وی
گلی است عارض ساقی بنازکی کز وی
چو گل که در عرق افتد برون تراود خوی ۱
چو همعنان نتوانم شد از روی خامی
پی سمند ترا گیرم و دوم از پی ۲
چه جای آنکه بنالد دلم ز ناوک تو
که استخوان تنم ناله میکند چون نی ۳
بیار می که بیابان غم رهی دورست
اگر مرا نبرد می نگردد اینره طی ۴
بخون اهلی بیکس که دامنت گیرد
بکش به تیغ جفایش که الضمان علی ۵
چو گل که در عرق افتد برون تراود خوی ۱
چو همعنان نتوانم شد از روی خامی
پی سمند ترا گیرم و دوم از پی ۲
چه جای آنکه بنالد دلم ز ناوک تو
که استخوان تنم ناله میکند چون نی ۳
بیار می که بیابان غم رهی دورست
اگر مرا نبرد می نگردد اینره طی ۴
بخون اهلی بیکس که دامنت گیرد
بکش به تیغ جفایش که الضمان علی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۲۶ - از رشگ رخت گر دل گل درد نکردی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۲۸ - ایکه بر بالین طبیب جان بیمار منی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.