خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به بیان دردها و رنجهای عاشقانه میپردازد. شاعر از دلهای شکسته، غمهای بیپایان و ناامیدی در عشق سخن میگوید. او از این که کسی نمیتواند غم او را درک کند یا شرایط را تغییر دهد، شکایت دارد و در نهایت از دیگران میخواهد که او را با این غم تنها بگذارند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد.
شماره ۱۳۳۳ - کی دل سبک باشک جگرگون کند کسی
کی دل سبک باشک جگرگون کند کسی
دریا بقطره قطره تهی چون کند کسی ۱
تو نوبهار حسن نه آنی که دل دهد
کز سینه خار خار تو بیرون کند کسی ۲
تا کی سخن ز چشمه حیوان کند خضر
باوی حدیث آن لب میگون کند کسی ۳
عاشق بوصل یار کجا میرسد مگر
آیین روزگار دگرگون کند کسی ۴
در دیده خواب مردم چشمم ز گریه نیست
چون خواب در میانه جیحون کند کسی ۵
ای همنفس تفحص حالم چه میکنی
خودرا چرا به بیهده محزون کند کسی ۶
انصاف نیست اهلی اگر با چنین غمی
در دور من حکایت مجنون کند کسی ۷
دریا بقطره قطره تهی چون کند کسی ۱
تو نوبهار حسن نه آنی که دل دهد
کز سینه خار خار تو بیرون کند کسی ۲
تا کی سخن ز چشمه حیوان کند خضر
باوی حدیث آن لب میگون کند کسی ۳
عاشق بوصل یار کجا میرسد مگر
آیین روزگار دگرگون کند کسی ۴
در دیده خواب مردم چشمم ز گریه نیست
چون خواب در میانه جیحون کند کسی ۵
ای همنفس تفحص حالم چه میکنی
خودرا چرا به بیهده محزون کند کسی ۶
انصاف نیست اهلی اگر با چنین غمی
در دور من حکایت مجنون کند کسی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۳۲ - بچنین جمال خوبی که تو گلعذار داری
گوهر بعدی:شماره ۱۳۳۴ - در کوره غم تا نخورم سوزش و تابی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.