هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و فراق مینالد و از کینهای که یارش از ابتدا داشته شکایت میکند. او آرزو میکند که اگر از ابتدا این کینه وجود داشت، شاید دلش در اختیار خودش میماند. شاعر از دوری معشوق و محرومیت از نزدیکی او میگوید و با اشاره به طالع بد، گناه را به گردن تقدیر میاندازد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند کینه، فراق، و تقدیر نیاز به درک بالاتری از زندگی و روابط انسانی دارند.
شماره ۱۳۳۵ - کاشکی ز اول بمن این کینه داری داشتی
کاشکی ز اول بمن این کینه داری داشتی
تا دلم در کف عنان اختیاری داشتی ۱
رخ ز من میتابد اکنون وه چه سان یاد آورم
آنکه بر آمد شد من اتنظاری داشتی ۲
شد دلم محروم ازو با آنکه از نزدیکیش
گه خیال بوسه گه میل کناری داشتی ۳
خود چو نقصان آمدی با قدر آنسلطان حسن
گر چو من مسکین گدای خاکساری داشتی ۴
جرم یاران نیست اهلی را گناه از طالع است
ورنه همچون دیگران او نیز یاری داشتی ۵
تا دلم در کف عنان اختیاری داشتی ۱
رخ ز من میتابد اکنون وه چه سان یاد آورم
آنکه بر آمد شد من اتنظاری داشتی ۲
شد دلم محروم ازو با آنکه از نزدیکیش
گه خیال بوسه گه میل کناری داشتی ۳
خود چو نقصان آمدی با قدر آنسلطان حسن
گر چو من مسکین گدای خاکساری داشتی ۴
جرم یاران نیست اهلی را گناه از طالع است
ورنه همچون دیگران او نیز یاری داشتی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۳۴ - در کوره غم تا نخورم سوزش و تابی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۳۶ - عاشق بیخانمان گر اختیاری داشتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.