هوش مصنوعی:
این شعر از عاشقی بیخانمان میگوید که آرزو میکند اختیار زندگی خود را داشته باشد و بتواند به وصال معشوق برسد. شاعر از ناعادلانه بودن دنیا و بیاعتباری آن گلایه میکند و آرزو میکند که شرایط بهتری برای عاشقان فراهم شود.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و انتقادهای اجتماعی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و بیعدالتی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۳۳۶ - عاشق بیخانمان گر اختیاری داشتی
عاشق بیخانمان گر اختیاری داشتی
بر مراد خاطر خود روزگاری داشتی ۱
قسمت گردون اگر بودی بقانون مراد
عاشق بیچاره هم وصلی زیاری داشتی ۲
عالمی نخجیر بازویار از ایشان بی نیاز
کاشکی باری سگش میل شکاری داشتی ۳
اینهمه غوغای مجنون از غم لیل که بود
کاش ازینسان سرو قدی گلعذاری داشتی ۴
اعتبار یکجوم در کار عالم کس نکرد
ای دریغا کار عالم اعتباری داشتی ۵
عیب رندان میکند کاری ندارد شیخ شهر
کی بما پرداختی گر زانکه کاری داشتی ۶
روی زرد اهلی از مهرت شدی روزی سفید
گر خزان عاشقان روزی بهاری داشتی ۷
بر مراد خاطر خود روزگاری داشتی ۱
قسمت گردون اگر بودی بقانون مراد
عاشق بیچاره هم وصلی زیاری داشتی ۲
عالمی نخجیر بازویار از ایشان بی نیاز
کاشکی باری سگش میل شکاری داشتی ۳
اینهمه غوغای مجنون از غم لیل که بود
کاش ازینسان سرو قدی گلعذاری داشتی ۴
اعتبار یکجوم در کار عالم کس نکرد
ای دریغا کار عالم اعتباری داشتی ۵
عیب رندان میکند کاری ندارد شیخ شهر
کی بما پرداختی گر زانکه کاری داشتی ۶
روی زرد اهلی از مهرت شدی روزی سفید
گر خزان عاشقان روزی بهاری داشتی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۳۵ - کاشکی ز اول بمن این کینه داری داشتی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۳۷ - بسکه دل در سینه من سوخت داغ دلبری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.