هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به موضوعاتی مانند عشق، رهایی، و فلسفه زندگی می‌پردازد. شاعر از عشق بی‌قید و شرط، رهایی از قید و بندهای دنیوی، و ارزش لحظه‌حاضر سخن می‌گوید. همچنین، انتقادی به افراد با همت پایین و دنیاپرست دارد و از ساقی به عنوان نماد بخشنده لذت‌های زندگی یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عاشقانه و انتقادی نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۱۳۴۳ - ایعاشق بی دیده که در عیب منستی

ایعاشق بی دیده که در عیب منستی
گر ساقی ما را تو به بینی بپرستی ۱

فردا ز تو چون لاله اثر نیست درین باغ
امروز قدح گیر بشکرانه که هستی ۲

چون مرغ چمن چند کنی ناله ز حسرت
بشکن قفس ایمرغ گرفتار که رستی ۳

تا میل تو یوسف نکند سود ندارد
هرچند که جان بر لب و دل بر کف دستی ۴

پیش کرم عشق چو خورشید و چه ذره
محروم از آنی تو که با همت پستی ۵

شادم ز تو ایساقی بدمست که هرگز
جز کاسه عیش من و مجنون نشکستی ۶

زنهار گرانی مکن ایشوخ پریزاد
یک لحظه که با مردم دیوانه نشستی ۷

دیوانه نیم من که شدم بسته آنزلف
دیوانه تویی خواجه کزین سلسله جستی ۸

اهلی ز سگان تو خجل گشت که هرگز
لاغر تر از این صید بفتراک نبستی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۴۲ - میان خلق میخواهم که توسن بر سرم تازی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۴۴ - اگرچه چشم منی همنشین اغیاری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.