هوش مصنوعی:
این شعر از حسرت و درد عشق سخن میگوید. شاعر از بیتوجهی معشوق و رنجهای خود مینالد، در حالی که معشوق گویا در خواب غفلت به سر میبرد. شاعر از تلخیهای عشق و حسد دیگران میگوید و فریادش را به فلک میرساند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانهی عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به دانش ادبی و بلوغ عاطفی نیاز دارند.
شماره ۱۳۴۸ - نظر ز آن نوغزال ایدل به بیداری تو میپوشی
نظر ز آن نوغزال ایدل به بیداری تو میپوشی
تو پنداریکه بیداری ولی در خواب خرگوشی ۱
لب عیسی دم جانبخشی اورا خدا دادش
تو باری از حسد ایچشمه حیوان چه میجوشی ۲
من از شیرین لبت ایمه بتلخی میخورم حسرت
تو باری خون تلخ من عجب شیرین همی نوشی ۳
چه سازم با فغان گر روی زرد از دیگران پوشم
برو ای اشک خونین پرده بر کارم چه میپوشی ۴
چو اهلی گر خموشم صد علم زد بر فلک آهم
ز بیداد فغان فریاد میدارم ز خاموشی ۵
تو پنداریکه بیداری ولی در خواب خرگوشی ۱
لب عیسی دم جانبخشی اورا خدا دادش
تو باری از حسد ایچشمه حیوان چه میجوشی ۲
من از شیرین لبت ایمه بتلخی میخورم حسرت
تو باری خون تلخ من عجب شیرین همی نوشی ۳
چه سازم با فغان گر روی زرد از دیگران پوشم
برو ای اشک خونین پرده بر کارم چه میپوشی ۴
چو اهلی گر خموشم صد علم زد بر فلک آهم
ز بیداد فغان فریاد میدارم ز خاموشی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۴۷ - کعبه گر میطلبی سعی کن آرام مجوی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۴۹ - ز هستی تا نشان داری نشان تیر غم باشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.