هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و غمهای ناشی از آن سخن میگوید. او بیان میکند که در دنیا کسی از غمهای عشق رها نیست و حتی طبیعت نیز بر او میگرید. شاعر عشق را بالاتر از آزادی میداند و معتقد است یارانش از عشق او بهرهمند نبودهاند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۳۵۱ - گیرم دل من از غم دیوانه زیست باری
گیرم دل من از غم دیوانه زیست باری
در عالم از غم دل وارسته کیست باری ۱
ایشمع از آن پریرو و دیوانه گر نگشتی
این گریه از چه داری و آن خنده چیست باری ۲
هرچند مهر گردون رحمی بکس ندارد
بر من بچشم رحمت گردون گریست باری ۳
ای من غلام رویت گر میکنی قبولم
پیش من این غلامی آزادگی است باری ۴
یاران بکامرانی مرد غمت نبودند
اهلی بنامرادی مردانه زیست باری ۵
در عالم از غم دل وارسته کیست باری ۱
ایشمع از آن پریرو و دیوانه گر نگشتی
این گریه از چه داری و آن خنده چیست باری ۲
هرچند مهر گردون رحمی بکس ندارد
بر من بچشم رحمت گردون گریست باری ۳
ای من غلام رویت گر میکنی قبولم
پیش من این غلامی آزادگی است باری ۴
یاران بکامرانی مرد غمت نبودند
اهلی بنامرادی مردانه زیست باری ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۵۰ - گر چو شمعم بکشی زنده بیک خنده کنی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۵۲ - بردی دلم اگرچه ندارم شکایتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.