خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، با استفاده از استعارههای شراب و عشق، به مضامین عرفانی و عاشقانه میپردازد. شاعر از عشق و هجران سخن میگوید و مخاطب را از عواقب ناپختهگی و عجله در عشق برحذر میدارد. همچنین، با اشاره به طبیب و آتش، به درد عشق و درمانناپذیری آن اشاره میکند.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند شراب ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۱۳۵۶ - صوفی اگر حریف ما بهر شراب میشوی
صوفی اگر حریف ما بهر شراب میشوی
تا نچشیده یی برو ورنه خراب میشوی ۱
بسکه چو باده خون ما شب همه شب همیخوری
چون گل تازه صبحدم مست شراب میشوی ۲
ایکه طبیبی از سرم بگذر و حال من مپرس
آتش من بهم مزن ورنه کباب میشوی ۳
از هوس لبش دلا، تشنه مشو نفس نفس
گرچه ز گریه دمبدم غرقه در آب میشوی ۴
اهلی شوخدیده گو از در نیکویان برو
ورنه چو اشک خود خجل از همه باب میشوی ۵
تا نچشیده یی برو ورنه خراب میشوی ۱
بسکه چو باده خون ما شب همه شب همیخوری
چون گل تازه صبحدم مست شراب میشوی ۲
ایکه طبیبی از سرم بگذر و حال من مپرس
آتش من بهم مزن ورنه کباب میشوی ۳
از هوس لبش دلا، تشنه مشو نفس نفس
گرچه ز گریه دمبدم غرقه در آب میشوی ۴
اهلی شوخدیده گو از در نیکویان برو
ورنه چو اشک خود خجل از همه باب میشوی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۵۵ - ایکه بقتل عاشقان مست و خراب میروی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۵۷ - گر بغم شادی ز عشقش شادمانیها کنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.