خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر آرزو میکند که همیشه در خدمت معشوق باشد و حتی رنجهای عشق را به آسایش ترجیح میدهد. او زیبایی و مقام معشوق را ستایش میکند و از بیتوجهی او شکایت دارد.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند زخم عشق و جفا نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۳۵۹ - کاشکی فرق سرم فرش سرایت بودی
کاشکی فرق سرم فرش سرایت بودی
تا شب و روز رخم در کف پایت بودی ۱
لذت زخم تو از راحت مرهم بیش است
کاش بر من همه دم زخم جفایت بودی ۲
کاش جان بلبل باغ تو شدی تا همه وقت
در تماشای رخ روح فزایت بودی ۳
ای پریرخ مه نو ابروی شوخ تو ندید
ورنه دیوانه و انگشت نمایت بودی ۴
آنچه من یافتم از حسن تو گر دیدی خلق
هر دو عالم همه یکبار فدایت بودی ۵
اینهمه حشمت و خوبی که خدا داد بتو
جای آنست که رحمی بگدایت بودی ۶
اهلی از دعوی یاری بدرش جای نبود
گر سگش میشدی آنجا همه جایت بودی ۷
تا شب و روز رخم در کف پایت بودی ۱
لذت زخم تو از راحت مرهم بیش است
کاش بر من همه دم زخم جفایت بودی ۲
کاش جان بلبل باغ تو شدی تا همه وقت
در تماشای رخ روح فزایت بودی ۳
ای پریرخ مه نو ابروی شوخ تو ندید
ورنه دیوانه و انگشت نمایت بودی ۴
آنچه من یافتم از حسن تو گر دیدی خلق
هر دو عالم همه یکبار فدایت بودی ۵
اینهمه حشمت و خوبی که خدا داد بتو
جای آنست که رحمی بگدایت بودی ۶
اهلی از دعوی یاری بدرش جای نبود
گر سگش میشدی آنجا همه جایت بودی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۵۸ - ای بلعل شکرین چشمه حیوان کسی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۶۰ - با همهلطف و با منت اینهمه ناز و سرکش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.