هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از دردها و رنجهای خود میگوید و به عشق و هجران اشاره میکند. او از ناتوانی در درمان دل شکسته خود سخن میگوید و از خداوند طلب کمک میکند. همچنین، به اهمیت توجه و محبت دیگران اشاره میکند و بیان میکند که بدون لطف دیگران، رسیدن به آرامش دشوار است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و روحی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
شماره ۱۳۷۰ - نظری فکن که دارم تن زار و روی زردی
نظری فکن که دارم تن زار و روی زردی
لب خشک و دیده تر دل گرم و آه سردی ۱
تو که آفتاب حسنی چه غمت ز خاکساران
که بدامن تو هرگز ننشسته است گردی ۲
غم جان خسته ما نخورد طبیب جانها
مگر این طبیب مارا بدهد خدای دردی ۳
دل خسته زخم هجران به هلاک کرد درمان
اگر این دوا نبودی دل ریش ما چه کردی ۴
سر آنحریف گردم که بخون خویش رقصد
نه چو گرد باشد بره تو هرزه گردی ۵
که رسد بخضر و عیسی برسان بما خدایا
نفس حیات بخشی قدم جهان نوردی ۶
تو بسعی خویش اهلی نشوی قبول دلها
مگر آنکه بر تو افتد نظر قبول مردی ۷
لب خشک و دیده تر دل گرم و آه سردی ۱
تو که آفتاب حسنی چه غمت ز خاکساران
که بدامن تو هرگز ننشسته است گردی ۲
غم جان خسته ما نخورد طبیب جانها
مگر این طبیب مارا بدهد خدای دردی ۳
دل خسته زخم هجران به هلاک کرد درمان
اگر این دوا نبودی دل ریش ما چه کردی ۴
سر آنحریف گردم که بخون خویش رقصد
نه چو گرد باشد بره تو هرزه گردی ۵
که رسد بخضر و عیسی برسان بما خدایا
نفس حیات بخشی قدم جهان نوردی ۶
تو بسعی خویش اهلی نشوی قبول دلها
مگر آنکه بر تو افتد نظر قبول مردی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۶۹ - مستی و غم از طعن بداندیش نداری
گوهر بعدی:شماره ۱۳۷۱ - صوفی تو نیی صافی از عشق چه میلافی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.