هوش مصنوعی:
این شعر از درد عشق و نبود توجه معشوق سخن میگوید. شاعر از بیتوجهی معشوق و نبود همدردی او شکایت دارد و احساس تنهایی و اندوه خود را بیان میکند. او از معشوق میخواهد که به دردهای عاشقانهاش گوش دهد، اما معشوق بیتفاوت و خاموش است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاطفی عمیق و احساسات پیچیدهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل شعر نیاز به آشنایی با ادبیات و اصطلاحات شعری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
شماره ۱۳۷۲ - ایگل که غم عاشق مدهوش نداری
ایگل که غم عاشق مدهوش نداری
تا چند بنالیم و بما گوش نداری ۱
افسرده دل امشب من از آنم که تو ایشمع
از گرمی می سر خوشی دوش نداری ۲
ایطوطی دل آینه ات چون نبود صاف
فهم سخن از آن لب خاموش نداری ۳
دوش از غم دل سوخت مرا شمع صفت اشک
امشب چه شد ایگریه که آن جوش نداری ۴
چون آدمیان مست نیی ای پری ز عشق
زان باسک او دست در آغوش نداری ۵
هوشی و دلی میطلبد قصه عشقش
اهلی چکنم من که تو خود هوش نداری ۶
تا چند بنالیم و بما گوش نداری ۱
افسرده دل امشب من از آنم که تو ایشمع
از گرمی می سر خوشی دوش نداری ۲
ایطوطی دل آینه ات چون نبود صاف
فهم سخن از آن لب خاموش نداری ۳
دوش از غم دل سوخت مرا شمع صفت اشک
امشب چه شد ایگریه که آن جوش نداری ۴
چون آدمیان مست نیی ای پری ز عشق
زان باسک او دست در آغوش نداری ۵
هوشی و دلی میطلبد قصه عشقش
اهلی چکنم من که تو خود هوش نداری ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۷۱ - صوفی تو نیی صافی از عشق چه میلافی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۷۳ - رفتی و چراغ ستم افروخته کردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.