هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و رنجهای آن سخن میگوید. او خود را به شمع تشبیه میکند که میسوزد اما نور میدهد. همچنین، از ناامیدی و طمع در عشق، و نیز از صبر و فداکاری در راه معشوق صحبت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۳۸۳ - سوختم شمع صفت تا شدم آتش نفسی
سوختم شمع صفت تا شدم آتش نفسی
بی دل گرم نخیزد دم گرمی ز کسی ۱
گر دل سوخته زان لب دهیش کام چه کم
چه تفاوت کند اندر شکرستان مگسی ۲
پیش از آن بگسل از اغیار که مردم گویند
حیف از آنگل که در آویخت بهر خار و خسی ۳
طمع وصل تو خامیست ولی شمع صفت
می پزم در دل ازین آتش سودا هوسی ۴
گر دل از سینه صد چاک فغان کرد مرنج
کاین نه مرغیست که خاموش بود در قفسی ۵
پیش او کشته شوم گر پس صد سال بود
مهلتی نیست درین قافله جز پیش و پسی ۶
چهره زرد تو اهلی چکند دوست ولی
برگ کاهی بود از مردم درویش بسی ۷
بی دل گرم نخیزد دم گرمی ز کسی ۱
گر دل سوخته زان لب دهیش کام چه کم
چه تفاوت کند اندر شکرستان مگسی ۲
پیش از آن بگسل از اغیار که مردم گویند
حیف از آنگل که در آویخت بهر خار و خسی ۳
طمع وصل تو خامیست ولی شمع صفت
می پزم در دل ازین آتش سودا هوسی ۴
گر دل از سینه صد چاک فغان کرد مرنج
کاین نه مرغیست که خاموش بود در قفسی ۵
پیش او کشته شوم گر پس صد سال بود
مهلتی نیست درین قافله جز پیش و پسی ۶
چهره زرد تو اهلی چکند دوست ولی
برگ کاهی بود از مردم درویش بسی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۸۲ - پیش سگت چو اشک من لافد ز مردم زادگی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۸۴ - گشاد خنده زنان چشم برمن آفت جانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.