هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از درد هجران و عشق نافرجام مینالد. او از معشوق میخواهد که به او توجه کند و رنجهایش را پایان دهد. شاعر همچنین از نگاه معشوق که گویا به دشمنانش اشاره میکند، شکایت دارد و از بیوفایی و ناز معشوق مینالد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۳۸۵ - چه سر پیش آری و با خود مرا همراز گردانی
چه سر پیش آری و با خود مرا همراز گردانی
بلب چندک رسانی جان و دیگر باز گردانی ۱
بخون من چه دشمن را اشارت میکند چشمت
هلاک صد چو من این بس که چشم از ناز گردانی ۲
ز مستی دوست از دشمن نمیدانی از آن با غیر
سخنگویی و روی از عاشق جانباز گردانی ۳
اگر افسانه عشقت بپایان آورم صد ره
چو گویی یکسخن دیگر همان آغاز گردانی ۴
چو بلبل از خزان هجر اهلی بسته لب تا کی
بیا ایگل که تا بازش سخن پرداز گردانی ۵
بلب چندک رسانی جان و دیگر باز گردانی ۱
بخون من چه دشمن را اشارت میکند چشمت
هلاک صد چو من این بس که چشم از ناز گردانی ۲
ز مستی دوست از دشمن نمیدانی از آن با غیر
سخنگویی و روی از عاشق جانباز گردانی ۳
اگر افسانه عشقت بپایان آورم صد ره
چو گویی یکسخن دیگر همان آغاز گردانی ۴
چو بلبل از خزان هجر اهلی بسته لب تا کی
بیا ایگل که تا بازش سخن پرداز گردانی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۸۴ - گشاد خنده زنان چشم برمن آفت جانی
گوهر بعدی:شماره ۱۳۸۶ - همه جانی از لطافت همه عمر و زندگانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.