خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که بر صداقت در عشق و فنا در راه معشوق تأکید دارد. شاعر بیان میکند که عشق واقعی نیازمند از خود گذشتگی و رسیدن به مرتبهای بالاست که در آن فرد به حقیقت وجودی خود پی میبرد. همچنین، هشدارهایی درباره ریا و منافقت در مسیر معنویت ارائه میدهد.
محتوا دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۳۸۸ - گر به بتخانه درآیی و موافق باشی
گر به بتخانه درآیی و موافق باشی
به که در قبله کنی روی و منافق باشی ۱
جیب جان چاک کند صبح و دم از مهر زند
اگر اینکار کنی عاشق صادق باشی ۲
عاشق از خود چه برون رفت بمعشوق رسید
وین نیابی مگر آن وقت که عاشق باشی ۳
پایه دار فنا مرتبه مردان است
سعی آن کن که بدین مرتبه لایق باشی ۴
حسن عذارا نه که با لاله عذاران نبود
همه عذر است هر آنگه که تو وامق باشی ۵
تا تو در بند سری از همه کس پست تری
زیر پا سر چو نهی بر همه فایق باشی ۶
اهلی این خرقه بینداز که زنار دروست
پیش از آنروز که رسوای خلایق باشی ۷
به که در قبله کنی روی و منافق باشی ۱
جیب جان چاک کند صبح و دم از مهر زند
اگر اینکار کنی عاشق صادق باشی ۲
عاشق از خود چه برون رفت بمعشوق رسید
وین نیابی مگر آن وقت که عاشق باشی ۳
پایه دار فنا مرتبه مردان است
سعی آن کن که بدین مرتبه لایق باشی ۴
حسن عذارا نه که با لاله عذاران نبود
همه عذر است هر آنگه که تو وامق باشی ۵
تا تو در بند سری از همه کس پست تری
زیر پا سر چو نهی بر همه فایق باشی ۶
اهلی این خرقه بینداز که زنار دروست
پیش از آنروز که رسوای خلایق باشی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۸۷ - اگرچه چشم منی همنشین اغیاری
گوهر بعدی:شماره ۱۳۸۹ - بیا که میکشدم درد ارزومندی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.