هوش مصنوعی:
این متن مجموعهای از اشعار عرفانی و غنایی است که مضامینی مانند عشق، طبیعت، بهار، وصف شاه و عدالت، و مفاهیم فلسفی و اخلاقی را در بر میگیرد. اشعار از صنایع ادبی متنوعی مانند تشبیه، ایهام، کنایه، و استعاره استفاده کردهاند و در اوزان و بحور مختلف سروده شدهاند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن نیاز به دانش پایهای از ادبیات فارسی و بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از صنایع ادبی و مفاهیم فلسفی ممکن است برای خوانندگان جوان دشوار باشد.
بخش ۳ - دایره مرکب مدور
شدست هوش دل ایجان ز دست باد ستم
کی آوری بفغانش بصبر با دست آر ۱
شد هوش دلا ز دست با دست ۲
کی آوریش بصبر با دست ۳
تقطیع: مفعول مفاعلن مفاعیل ۴
قافیه: معمول و غیر معمول ۵
بحر: هزج اخرب مقبوض مقصور ۶
صنعت: ایهام ۷
ایا حریف طرب چون وزید باد بهار
چو لاله می خور و مهر از زمانه چشم مدار ۸
هباست بی می و گل عمر آتشی در زن
بهر چه دارد از اندیشه ات چو بوتیمار ۹
رسید لاله و دارد بهر کمین خاری
چو گلرخی است که دارد رقیب ناهموار ۱۰
نوبهارست و گل آتش زده در هر خاری ۱۱
لاله را چشم چهار از پی گلرخساری ۱۲
تقطیع: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ۱۳
قافیه: مطلق بردف ۱۴
بحر: رمل مخبون اصلم- صدر و ابتداء سالم ۱۵
صنعت: تشبیه مطلق ۱۶
سمن چو ساقی دلجو به لاله زار آمد
که تا چو لاله برافروزد از رخش انظار ۱۷
یقین که مستی بلبل چو غنچه پنهانیست
حیاتش از می ریحانیست آن خمار ۱۸
ساقی چو بهار آمد کو غنچه پنهانیت ۱۹
تا لاله برافروزد از آتش ریحانیت ۲۰
تقطیع: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلان ۲۱
قافیه: مطلق بردف و خروج ۲۲
بحر: هزج مثمن اخرب عروض و ضرب مسبغ ۲۳
صنعت: تشبیه کنایه ۲۴
در آبباغ گل اکنون که همچو جنت شد
بچین گلی که چو حور آمده است دیده گمار ۲۵
کجاست نسبت یار از نسیم بستانش
چو حور اگر چه شمیمست گلشنش عطار ۲۶
باغ گل چو جنت شد جنت ار نسیمستش ۲۷
چین گل چو حور آمد حور اگر شمیمستش ۲۸
تقطیع: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن ۲۹
قافیه: مطلق بردف و خروج و مزید ۳۰
بحر: هزج اشتر ۳۱
صنعت: تشبیه مشروط ۳۲
هوای باده و جعد بنفشه دام دلست
گذر چو نیست ازین دام دل بیاد بیار ۳۳
نه گر تو سنبل تر تافتستیش ای باد
بقصد دل چه بهم بافتستیش صد بار ۳۴
ای باد جعد سنبل تر تافتستیش ۳۵
گر نیست دام دل چه بهم بافتستیش ۳۶
تقطیع: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن ۳۷
قافیه: مطلق بردف و خروج و مزید و نایره ۳۸
بحر: مضارع مکفوف محذوف ۳۹
صنعت: تشبیه اضمار ۴۰
و گر چه نسبت نسرین و گل گمان بتو هست
نمی کنیم ازیشان تو بهتری بعذار ۴۱
رسند کی بتو زانروی همچو مه گلها
چنین که چون تو بدیدست نرگس ابصار ۴۲
دمیده است بسی سرو در چمن شادان
ولی کمست بشوخی چو آنقد و رفتار ۴۳
نسرین و گل ماند بتو زانروی چید ستیمشان ۴۴
نی نی ازیشان بهتری نیکو بدید ستیمشان ۴۵
تقطیع: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلان ۴۶
بحر: رجز مثمن مذال ۴۷
قافیه: مطلق بردف و خروج و مزید و چهار نایره ۴۸
صنعت: تشبیه تفضیل ۴۹
وجود سنبل اگر سوخته چو بلبل شد
وجود بلبل ازو سوخت همچو سنبل زار ۵۰
چو سنبل سوخته بلبل ۵۱
چو بلبل سوخت هم سنبل ۵۲
قافیه: مقید مجرد ۵۳
بحر: هزج مربع ۵۴
صنعت: تشبیه عکس ۵۵
تقطیع: مفاعیلن مفاعیلن
لوای گل که چو خورشید بر همه رخشید ۵۶
مگر که یافت ز شاه ولایت اینمقدار
تو لاله بین چو نکو اختری که تافته است ۵۷
نظر کیش بوی افتاده است شاه دیار ۵۸
گل چو خورشید بهر خشک و تری تافته است ۵۹
تقطیع: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ۶۰
قافیه: ذوقافتین اول مطلق مجرد- ثانی مطلق بردفین ۶۱
بحر: رمل مثمن مخبون محذوف ۶۲
صنعت: حسن مقطع و گریزگاه ۶۳
مگر از شاه ولایت نظری یافته است
ندید چشم فلک همچه شاه اسماعیل ۶۴
که تیغ عدل شدش صیقل دل از زنگار
چو حیدر از قبلش هست روح بانیکان ۶۵
یقین که هست زظلمانیان دلش بیزار ۶۶
شاه اسماعیل حیدر قبله روحانیان ۶۷
تقطیع: فاعلاتن فاعلاتن فاعلان ۶۸
قافیه: مطلق بخروج و مزید(کذا) ۶۹
بحر: رمل مثمن مقصور ۷۰
صنعت: بیت القصیده، مراعات نظیر ۷۱
تیغ عدلش صیقل آیینه ظلمانیان
مثال برق بمانی است در گه میدان ۷۲
عیان چو شعله شمعش سنان کینه گزار
اگر چه شعله آل علم چو برق افروخت ۷۳
دلی مباد ستم بین از آن گزیده سوار ۷۴
برقیست دمان شعله آل علم او ۷۵
تقطیع: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن ۷۶
قافیه: مجهول و معروف ۷۷
بحر: هزج اخرب مکفوف محذوف ۷۸
صنعت: تجاهل العارفین، تشبیه ۷۹
یا شعله شمع از دم با دست بیکسو
لییم شد ز جهان، ملک شاد شد از شاه ۸۰
خوشا نکویی ملک و خوشا بد اشرار
سرای جان و دل آباد گشت و خواهی دید ۸۱
هنوز خوشتر ازین عدل، او چو شد معمار
عجب مدار ز دادش که مرده زنده کند ۸۲
که پیش بخت خدا داده نیست این دشوار ۸۳
جهان شاد شد از شاه و دل آباد شد از داد ۸۴
تقطیع: مفاعیل مفاعیل مفاعیل مفاعیل ۸۵
قافیه: مردف بردف- اعنات ۸۶
بحر: هزج مکفوف مقصور ۸۷
صنعت: لف و نشر مرتب ۸۸
خوشا ملک و خوشا شاه خوشا عدل خداداد
اگر بصید نگاهش فتاده بر عنقا ۸۹
بیک اشارتش افکنده از فلک طیار
دمی چو رفته بنخجیر بیک حمله ۹۰
فکنده ناوک او صد هژبر شیر شکار ۹۱
بصید عنقا چو رفته گه گه ۹۲
تقطیع: فعول فعلن فعول فعلن ۹۳
قافیه: مکرر ۹۴
بحر: متقارب مقبوض اثلم ۹۵
صنعت: اغراق ۹۶
بیک اشارت فکنده ده ده
تبارک الله از آن کف که خواست حاتم طی ۹۷
که بهره گیرد از آن بحر و کان باستنکار
اگر نه آمده او ضامن و فرشته رزق ۹۸
چرا کشد همه کس دامنش چو راتب خوار ۹۹
حاتم طی آمده او ضامنش ۱۰۰
تقطیع: مفتعلن مفتعلن فاعلن- فاعلاتن فاعلاتن فاعلن ۱۰۱
قافیه: اختلاف اشباع ۱۰۲
بحر: سریع مطوی مکشوف- رمل مسدس محذوف ۱۰۳
صنعت: ذو بحرین ۱۰۴
گیرد از آن رو همه کس دامنش
فروغ اختر دولت از و نگر بیقین ۱۰۵
که آفتاب زمینست و کعبه زوار
زهی کرامت مه پرتوی که بخشیده ۱۰۶
فروغ نجم سعادت رخش بیک دیدار ۱۰۷
اختر دولت او کین همه پرتو بخشد ۱۰۸
تقطیع: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ۱۰۹
قافیه: اختلاف حذو ۱۱۰
بحر: رمل مخبون اصلم، صدر و ابتدا سالم ۱۱۱
صنعت: تشبیه- مراعات نظیر ۱۱۲
آفتابیست کزو نجم سعادت رخشد
وجیه روی و بعلم و هنر از آن ابری ۱۱۳
که بحر فضل باقبال او گشود انهار
نه غم رواست بعهدش نه هم که شد بسته ۱۱۴
دهان حادثه و پوست کنده از غدار ۱۱۵
روی علم و هنر از آب مروت شسته ۱۱۶
تقطیع: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ۱۱۷
قافیه: اختلاف حذو ۱۱۸
بحر: رمل مثمن مخبون اصلم ۱۱۹
صنعت: استعاره ۱۲۰
لب اقبال گشوده دهن حادثه بسته
به همسری زخور آنصاحب نظر بهتر ۱۲۱
زهمرهیست بهر صاحب هنر غمخوار ۱۲۲
هم سرور صاحب نظر ۱۲۳
تقطیع: مستفعلن مستفعلن ۱۲۴
قافیه: مقید مجرد- محجوب ۱۲۵
بحر: رجز مربع ۱۲۶
صنعت: تنسیق الصفات ۱۲۷
هم رهبر صاحب هنر
ایا سپهر کرم جاه خود به بین که ز بخت ۱۲۸
برای تست بهشت و نعیم او هموار
در مراد تو ای بی نظیر از آن بازست ۱۲۹
که ملک داده کبیرت عنایت جبار ۱۳۰
اگر جاه خود بنگری بی نظیرا ۱۳۱
تقطیع: فعولن ۴ بار ۱۳۲
قافیه: اختلاف حرف وصل ۱۳۳
بحر: متقارب مثمن سالم ۱۳۴
صنعت: اقتباس ۱۳۵
رایت نعیما و ملکا کبیرا
پس از عدو چه غمت کو به بیهشی باشد ۱۳۶
چو خاک و باد و تو چون آب و آتش از پیکار ۱۳۷
از عدو چه غم کو به بیهشی ۱۳۸
تقطیع: فاعلن فعل فاعلن فعل ۱۳۹
قافیه: اختلاف توجیه ۱۴۰
بحر: متدارک مخبون مقطوع ۱۴۱
صنعت: متضاد ۱۴۲
خاک و باد و تو آب و آتشی
سحر شنید چو گل از صبا که خلقت چیست ۱۴۳
گل از تو در عرق افتاد و ریخت زود از بار
اگر گلش نشد از تن زرشگ خلق تو تاب ۱۴۴
بروی خویش گلاب از چه زد پی تیمار ۱۴۵
گلاب چیست اگر گل نشد ز خلق تو آب ۱۴۶
تقطیع: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات ۱۴۷
قافیه: ایطاء خفی ۱۴۸
بحر:مجتث مخبون مقصور ۱۴۹
قافیه: رد العجز علی الصدر نوع اول ۱۵۰
گل از تو در عرق افتاد وزد بروی گلاب
یقین که بر در و بامت پرد فرشته نهان ۱۵۱
بصد نیاز و فقیری گر او فتد بگذار
همای سدره نشین چون بحضرتت گذرد ۱۵۲
ره ادب سپرد باز آید از پندار ۱۵۳
پرد فرشته نهان چون بحضرتت گذرد ۱۵۴
بصد نیاز و فقیری ره ادب سپرد ۱۵۵
یقین که بر در و بامت گر او فتد بگذار ۱۵۶
تقطیع: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن- ثانی مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات ۱۵۷
قافیه: اول ایطاء جلی(کذا) ثانی مردف بردف مفرد ۱۵۸
بحر: اول مجتث مخبون محذوف – ثانی مجتث مخبون مقصور ۱۵۹
صنعت: استقبال، رد العجز نوع دوم ۱۶۰
همای سدره نشین باز آید از پندار
به خواریند حسودان تو ولی نازند ۱۶۱
بمال و اینهمه را جز ز نعمتت مشمار
رود ز غصه خراب از درت عدو هر چند ۱۶۲
که از تو را تبه خوارست و نام در طومار ۱۶۳
خوارند حسودان تو و ز غصه خرابند ۱۶۴
تقطیع مفعول مفاعیل مفاعیل مفاعیل ۱۶۵
قافیه: ایطاء جلی ۱۶۶
بحر: هزج اخرب مکفوف مقصور ۱۶۷
صنعت: رد العجز نوع سوم ۱۶۸
با اینهمه از نعمت تو را تبه خوارند
وزیدن نفست جان کامل از معنی ۱۶۹
دم تو از نفس باد صبح شسته غبار
رخ کمال تو دلجوترست و زیباتر ۱۷۰
بحسن و خلق و به دلجویی از بت فرخار ۱۷۱
ز جان کلام تو دلجوترست و زیباتر ۱۷۲
تقطیع: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن ۱۷۳
قافیه: ایطاء جلی در حرف تفضیل ۱۷۴
بحر: مجتث مخبون اصلم ۱۷۵
صنعت: ردالعجز نوع چهارم ۱۷۶
دم تو از نفس باد صبح دلجوتر
یقین که کلک تو مرغیست از خط مشکین ۱۷۷
که دل همی برد از نقش سنگ زین منقار ۱۷۸
کلک تو از خط مشکین ۱۷۹
تقطیع: فاعلاتن فاعلاتان ۱۸۰
قافیه: ایطاء جلی در نون تخصیص ۱۸۱
بحر: رمل مربع مسبغ ۱۸۲
قافیه: تلمیح ۱۸۳
کی آوری بفغانش بصبر با دست آر ۱
شد هوش دلا ز دست با دست ۲
کی آوریش بصبر با دست ۳
تقطیع: مفعول مفاعلن مفاعیل ۴
قافیه: معمول و غیر معمول ۵
بحر: هزج اخرب مقبوض مقصور ۶
صنعت: ایهام ۷
ایا حریف طرب چون وزید باد بهار
چو لاله می خور و مهر از زمانه چشم مدار ۸
هباست بی می و گل عمر آتشی در زن
بهر چه دارد از اندیشه ات چو بوتیمار ۹
رسید لاله و دارد بهر کمین خاری
چو گلرخی است که دارد رقیب ناهموار ۱۰
نوبهارست و گل آتش زده در هر خاری ۱۱
لاله را چشم چهار از پی گلرخساری ۱۲
تقطیع: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ۱۳
قافیه: مطلق بردف ۱۴
بحر: رمل مخبون اصلم- صدر و ابتداء سالم ۱۵
صنعت: تشبیه مطلق ۱۶
سمن چو ساقی دلجو به لاله زار آمد
که تا چو لاله برافروزد از رخش انظار ۱۷
یقین که مستی بلبل چو غنچه پنهانیست
حیاتش از می ریحانیست آن خمار ۱۸
ساقی چو بهار آمد کو غنچه پنهانیت ۱۹
تا لاله برافروزد از آتش ریحانیت ۲۰
تقطیع: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلان ۲۱
قافیه: مطلق بردف و خروج ۲۲
بحر: هزج مثمن اخرب عروض و ضرب مسبغ ۲۳
صنعت: تشبیه کنایه ۲۴
در آبباغ گل اکنون که همچو جنت شد
بچین گلی که چو حور آمده است دیده گمار ۲۵
کجاست نسبت یار از نسیم بستانش
چو حور اگر چه شمیمست گلشنش عطار ۲۶
باغ گل چو جنت شد جنت ار نسیمستش ۲۷
چین گل چو حور آمد حور اگر شمیمستش ۲۸
تقطیع: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن ۲۹
قافیه: مطلق بردف و خروج و مزید ۳۰
بحر: هزج اشتر ۳۱
صنعت: تشبیه مشروط ۳۲
هوای باده و جعد بنفشه دام دلست
گذر چو نیست ازین دام دل بیاد بیار ۳۳
نه گر تو سنبل تر تافتستیش ای باد
بقصد دل چه بهم بافتستیش صد بار ۳۴
ای باد جعد سنبل تر تافتستیش ۳۵
گر نیست دام دل چه بهم بافتستیش ۳۶
تقطیع: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن ۳۷
قافیه: مطلق بردف و خروج و مزید و نایره ۳۸
بحر: مضارع مکفوف محذوف ۳۹
صنعت: تشبیه اضمار ۴۰
و گر چه نسبت نسرین و گل گمان بتو هست
نمی کنیم ازیشان تو بهتری بعذار ۴۱
رسند کی بتو زانروی همچو مه گلها
چنین که چون تو بدیدست نرگس ابصار ۴۲
دمیده است بسی سرو در چمن شادان
ولی کمست بشوخی چو آنقد و رفتار ۴۳
نسرین و گل ماند بتو زانروی چید ستیمشان ۴۴
نی نی ازیشان بهتری نیکو بدید ستیمشان ۴۵
تقطیع: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلان ۴۶
بحر: رجز مثمن مذال ۴۷
قافیه: مطلق بردف و خروج و مزید و چهار نایره ۴۸
صنعت: تشبیه تفضیل ۴۹
وجود سنبل اگر سوخته چو بلبل شد
وجود بلبل ازو سوخت همچو سنبل زار ۵۰
چو سنبل سوخته بلبل ۵۱
چو بلبل سوخت هم سنبل ۵۲
قافیه: مقید مجرد ۵۳
بحر: هزج مربع ۵۴
صنعت: تشبیه عکس ۵۵
تقطیع: مفاعیلن مفاعیلن
لوای گل که چو خورشید بر همه رخشید ۵۶
مگر که یافت ز شاه ولایت اینمقدار
تو لاله بین چو نکو اختری که تافته است ۵۷
نظر کیش بوی افتاده است شاه دیار ۵۸
گل چو خورشید بهر خشک و تری تافته است ۵۹
تقطیع: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ۶۰
قافیه: ذوقافتین اول مطلق مجرد- ثانی مطلق بردفین ۶۱
بحر: رمل مثمن مخبون محذوف ۶۲
صنعت: حسن مقطع و گریزگاه ۶۳
مگر از شاه ولایت نظری یافته است
ندید چشم فلک همچه شاه اسماعیل ۶۴
که تیغ عدل شدش صیقل دل از زنگار
چو حیدر از قبلش هست روح بانیکان ۶۵
یقین که هست زظلمانیان دلش بیزار ۶۶
شاه اسماعیل حیدر قبله روحانیان ۶۷
تقطیع: فاعلاتن فاعلاتن فاعلان ۶۸
قافیه: مطلق بخروج و مزید(کذا) ۶۹
بحر: رمل مثمن مقصور ۷۰
صنعت: بیت القصیده، مراعات نظیر ۷۱
تیغ عدلش صیقل آیینه ظلمانیان
مثال برق بمانی است در گه میدان ۷۲
عیان چو شعله شمعش سنان کینه گزار
اگر چه شعله آل علم چو برق افروخت ۷۳
دلی مباد ستم بین از آن گزیده سوار ۷۴
برقیست دمان شعله آل علم او ۷۵
تقطیع: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن ۷۶
قافیه: مجهول و معروف ۷۷
بحر: هزج اخرب مکفوف محذوف ۷۸
صنعت: تجاهل العارفین، تشبیه ۷۹
یا شعله شمع از دم با دست بیکسو
لییم شد ز جهان، ملک شاد شد از شاه ۸۰
خوشا نکویی ملک و خوشا بد اشرار
سرای جان و دل آباد گشت و خواهی دید ۸۱
هنوز خوشتر ازین عدل، او چو شد معمار
عجب مدار ز دادش که مرده زنده کند ۸۲
که پیش بخت خدا داده نیست این دشوار ۸۳
جهان شاد شد از شاه و دل آباد شد از داد ۸۴
تقطیع: مفاعیل مفاعیل مفاعیل مفاعیل ۸۵
قافیه: مردف بردف- اعنات ۸۶
بحر: هزج مکفوف مقصور ۸۷
صنعت: لف و نشر مرتب ۸۸
خوشا ملک و خوشا شاه خوشا عدل خداداد
اگر بصید نگاهش فتاده بر عنقا ۸۹
بیک اشارتش افکنده از فلک طیار
دمی چو رفته بنخجیر بیک حمله ۹۰
فکنده ناوک او صد هژبر شیر شکار ۹۱
بصید عنقا چو رفته گه گه ۹۲
تقطیع: فعول فعلن فعول فعلن ۹۳
قافیه: مکرر ۹۴
بحر: متقارب مقبوض اثلم ۹۵
صنعت: اغراق ۹۶
بیک اشارت فکنده ده ده
تبارک الله از آن کف که خواست حاتم طی ۹۷
که بهره گیرد از آن بحر و کان باستنکار
اگر نه آمده او ضامن و فرشته رزق ۹۸
چرا کشد همه کس دامنش چو راتب خوار ۹۹
حاتم طی آمده او ضامنش ۱۰۰
تقطیع: مفتعلن مفتعلن فاعلن- فاعلاتن فاعلاتن فاعلن ۱۰۱
قافیه: اختلاف اشباع ۱۰۲
بحر: سریع مطوی مکشوف- رمل مسدس محذوف ۱۰۳
صنعت: ذو بحرین ۱۰۴
گیرد از آن رو همه کس دامنش
فروغ اختر دولت از و نگر بیقین ۱۰۵
که آفتاب زمینست و کعبه زوار
زهی کرامت مه پرتوی که بخشیده ۱۰۶
فروغ نجم سعادت رخش بیک دیدار ۱۰۷
اختر دولت او کین همه پرتو بخشد ۱۰۸
تقطیع: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ۱۰۹
قافیه: اختلاف حذو ۱۱۰
بحر: رمل مخبون اصلم، صدر و ابتدا سالم ۱۱۱
صنعت: تشبیه- مراعات نظیر ۱۱۲
آفتابیست کزو نجم سعادت رخشد
وجیه روی و بعلم و هنر از آن ابری ۱۱۳
که بحر فضل باقبال او گشود انهار
نه غم رواست بعهدش نه هم که شد بسته ۱۱۴
دهان حادثه و پوست کنده از غدار ۱۱۵
روی علم و هنر از آب مروت شسته ۱۱۶
تقطیع: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ۱۱۷
قافیه: اختلاف حذو ۱۱۸
بحر: رمل مثمن مخبون اصلم ۱۱۹
صنعت: استعاره ۱۲۰
لب اقبال گشوده دهن حادثه بسته
به همسری زخور آنصاحب نظر بهتر ۱۲۱
زهمرهیست بهر صاحب هنر غمخوار ۱۲۲
هم سرور صاحب نظر ۱۲۳
تقطیع: مستفعلن مستفعلن ۱۲۴
قافیه: مقید مجرد- محجوب ۱۲۵
بحر: رجز مربع ۱۲۶
صنعت: تنسیق الصفات ۱۲۷
هم رهبر صاحب هنر
ایا سپهر کرم جاه خود به بین که ز بخت ۱۲۸
برای تست بهشت و نعیم او هموار
در مراد تو ای بی نظیر از آن بازست ۱۲۹
که ملک داده کبیرت عنایت جبار ۱۳۰
اگر جاه خود بنگری بی نظیرا ۱۳۱
تقطیع: فعولن ۴ بار ۱۳۲
قافیه: اختلاف حرف وصل ۱۳۳
بحر: متقارب مثمن سالم ۱۳۴
صنعت: اقتباس ۱۳۵
رایت نعیما و ملکا کبیرا
پس از عدو چه غمت کو به بیهشی باشد ۱۳۶
چو خاک و باد و تو چون آب و آتش از پیکار ۱۳۷
از عدو چه غم کو به بیهشی ۱۳۸
تقطیع: فاعلن فعل فاعلن فعل ۱۳۹
قافیه: اختلاف توجیه ۱۴۰
بحر: متدارک مخبون مقطوع ۱۴۱
صنعت: متضاد ۱۴۲
خاک و باد و تو آب و آتشی
سحر شنید چو گل از صبا که خلقت چیست ۱۴۳
گل از تو در عرق افتاد و ریخت زود از بار
اگر گلش نشد از تن زرشگ خلق تو تاب ۱۴۴
بروی خویش گلاب از چه زد پی تیمار ۱۴۵
گلاب چیست اگر گل نشد ز خلق تو آب ۱۴۶
تقطیع: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات ۱۴۷
قافیه: ایطاء خفی ۱۴۸
بحر:مجتث مخبون مقصور ۱۴۹
قافیه: رد العجز علی الصدر نوع اول ۱۵۰
گل از تو در عرق افتاد وزد بروی گلاب
یقین که بر در و بامت پرد فرشته نهان ۱۵۱
بصد نیاز و فقیری گر او فتد بگذار
همای سدره نشین چون بحضرتت گذرد ۱۵۲
ره ادب سپرد باز آید از پندار ۱۵۳
پرد فرشته نهان چون بحضرتت گذرد ۱۵۴
بصد نیاز و فقیری ره ادب سپرد ۱۵۵
یقین که بر در و بامت گر او فتد بگذار ۱۵۶
تقطیع: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن- ثانی مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات ۱۵۷
قافیه: اول ایطاء جلی(کذا) ثانی مردف بردف مفرد ۱۵۸
بحر: اول مجتث مخبون محذوف – ثانی مجتث مخبون مقصور ۱۵۹
صنعت: استقبال، رد العجز نوع دوم ۱۶۰
همای سدره نشین باز آید از پندار
به خواریند حسودان تو ولی نازند ۱۶۱
بمال و اینهمه را جز ز نعمتت مشمار
رود ز غصه خراب از درت عدو هر چند ۱۶۲
که از تو را تبه خوارست و نام در طومار ۱۶۳
خوارند حسودان تو و ز غصه خرابند ۱۶۴
تقطیع مفعول مفاعیل مفاعیل مفاعیل ۱۶۵
قافیه: ایطاء جلی ۱۶۶
بحر: هزج اخرب مکفوف مقصور ۱۶۷
صنعت: رد العجز نوع سوم ۱۶۸
با اینهمه از نعمت تو را تبه خوارند
وزیدن نفست جان کامل از معنی ۱۶۹
دم تو از نفس باد صبح شسته غبار
رخ کمال تو دلجوترست و زیباتر ۱۷۰
بحسن و خلق و به دلجویی از بت فرخار ۱۷۱
ز جان کلام تو دلجوترست و زیباتر ۱۷۲
تقطیع: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن ۱۷۳
قافیه: ایطاء جلی در حرف تفضیل ۱۷۴
بحر: مجتث مخبون اصلم ۱۷۵
صنعت: ردالعجز نوع چهارم ۱۷۶
دم تو از نفس باد صبح دلجوتر
یقین که کلک تو مرغیست از خط مشکین ۱۷۷
که دل همی برد از نقش سنگ زین منقار ۱۷۸
کلک تو از خط مشکین ۱۷۹
تقطیع: فاعلاتن فاعلاتان ۱۸۰
قافیه: ایطاء جلی در نون تخصیص ۱۸۱
بحر: رمل مربع مسبغ ۱۸۲
قافیه: تلمیح ۱۸۳
تعداد ابیات: ۶۸
۲۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۲ - هوای گلشن کویت نسیم باد بهار
گوهر بعدی:بخش ۴ - دایره مجتلبه «هزج رمل، رجز»
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.