هوش مصنوعی:
این شعر از غالباً غزلی عاشقانه و فلسفی است که در آن شاعر از درد عشق، رنجهای زندگی، و ناامیدیهایش سخن میگوید. او از اضطراب، اندوه، و جفای معشوق شکایت دارد و به مفاهیمی مانند مرگ، تقدیر، و حسرت اشاره میکند. تصاویر شعری مانند تیغ، خون، شمع، و ستاره بر فضای غمگین و پرتنش شعر تأکید دارند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی تصاویر مانند تیغ، خون، و مرگ ممکن است برای کودکان مناسب نباشد. این شعر بیشتر مناسب نوجوانان و بزرگسالانی است که توانایی درک مفاهیم انتزاعی و احساسات پیچیده را دارند.
شماره ۲۱ - تا دوخت چاره گر جگر چارپاره را
تا دوخت چاره گر جگر چارپاره را
از بخیه خنده بر دم تیغ ست چاره را ۱
با اضطراب دل ز هر اندیشه فارغم
آسایشی ست جنبش این گاهواره را ۲
چون شعله هم ز روی تو پیداست خوی تو
تا کی به تاب باده فریبی نظاره را ۳
سرگرم مهر شد دل چرخ ستیزه خو
چندان که داغ کرده جبین ستاره را ۴
دانی که ریگ باده غم روان چراست؟
اینجا گسسته اند عنان شماره را ۵
گیتی ز گریه ام ته و بالاست بعد ازین
جویند در میانه دریا کناره را ۶
ای لذت جفای تو در خاک بعد مرگ
با جان سرشته حسرت عمر دوباره را ۷
جوهر دمید ز آینه دلخسته تا کجا
دزدد به خود ز بیم نگاهت اشاره را؟ ۸
خونم ستاده بود به درد فسردگی
دل داد پایمردی تیغت گدازه را ۹
شمع از فروغ چهره ساقی در انجمن
چون گل به سرزده ست ز مستی نظاره را ۱۰
بنگر نخست تا ستم از جانب که بود
با شیشه داوری پی داد است خاره را ۱۱
داغم ز بخت گر همه اوج اثر گرفت
آه از سپهر ریخت به فرقم اشاره را ۱۲
غالب مرا ز گریه نوید شهادتی ست
کاین سبحه رنگ داد به خون استخاره را ۱۳
از بخیه خنده بر دم تیغ ست چاره را ۱
با اضطراب دل ز هر اندیشه فارغم
آسایشی ست جنبش این گاهواره را ۲
چون شعله هم ز روی تو پیداست خوی تو
تا کی به تاب باده فریبی نظاره را ۳
سرگرم مهر شد دل چرخ ستیزه خو
چندان که داغ کرده جبین ستاره را ۴
دانی که ریگ باده غم روان چراست؟
اینجا گسسته اند عنان شماره را ۵
گیتی ز گریه ام ته و بالاست بعد ازین
جویند در میانه دریا کناره را ۶
ای لذت جفای تو در خاک بعد مرگ
با جان سرشته حسرت عمر دوباره را ۷
جوهر دمید ز آینه دلخسته تا کجا
دزدد به خود ز بیم نگاهت اشاره را؟ ۸
خونم ستاده بود به درد فسردگی
دل داد پایمردی تیغت گدازه را ۹
شمع از فروغ چهره ساقی در انجمن
چون گل به سرزده ست ز مستی نظاره را ۱۰
بنگر نخست تا ستم از جانب که بود
با شیشه داوری پی داد است خاره را ۱۱
داغم ز بخت گر همه اوج اثر گرفت
آه از سپهر ریخت به فرقم اشاره را ۱۲
غالب مرا ز گریه نوید شهادتی ست
کاین سبحه رنگ داد به خون استخاره را ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۲۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰ - به خلوت مژده نزدیکی یارست پهلو را
گوهر بعدی:شماره ۲۲ - دل تاب ضبط ناله ندارد خدای را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.