هوش مصنوعی:
این شعر از غالباً به موضوع عشق، رنجهای ناشی از آن و احساس سوختن درونی اشاره دارد. شاعر از درد عشق، جدایی و سوختن در آتش عشق سخن میگوید و از احساس پشیمانی و ناامیدی نیز یاد میکند. در عین حال، اشاراتی به مفاهیمی مانند ایمان، کفر و غرور نیز وجود دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و اخلاقی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۵۲ - آن که بی پرده به صد داغ نمایانم سوخت
آن که بی پرده به صد داغ نمایانم سوخت
دیده پوشید و گمان کرد که پنهانم سوخت ۱
نه بدر جسته شرار و نه بجا مانده رماد
سوختم لیک ندانم به چه عنوانم سوخت ۲
سینه از اشک جدا، دیده جدا می سوزد
این رگ ابر شرربار پریشانم سوخت ۳
حاجت افتاد به روزم ز سیاهی به چراغ
دل به بی رونقی مهر درخشانم سوخت ۴
سودم از ارزشم افزون بود آن خار و خسم
کز پی پشه توان در چمنستانم سوخت ۵
کافر عشقم و دوزخ نبود در خور من
غیرت گرمی هنگامه صنعانم سوخت ۶
پایم از گرمی رفتار نمی سوخت به راه
در قدم سوختن خار بیابانم سوخت ۷
تا ندانی به فسون تو در آتش رفتم
خود به داغ تو دل دیر پشیمانم سوخت ۸
کردم از سنگ جگر تا نشوم خسته عشق
هم بدان سنگ به هم خوردن پیکانم سوخت ۹
دیگر از خاتمه کفر چه گویم غالب
من که رخشندگی جوهر ایمانم سوخت ۱۰
دیده پوشید و گمان کرد که پنهانم سوخت ۱
نه بدر جسته شرار و نه بجا مانده رماد
سوختم لیک ندانم به چه عنوانم سوخت ۲
سینه از اشک جدا، دیده جدا می سوزد
این رگ ابر شرربار پریشانم سوخت ۳
حاجت افتاد به روزم ز سیاهی به چراغ
دل به بی رونقی مهر درخشانم سوخت ۴
سودم از ارزشم افزون بود آن خار و خسم
کز پی پشه توان در چمنستانم سوخت ۵
کافر عشقم و دوزخ نبود در خور من
غیرت گرمی هنگامه صنعانم سوخت ۶
پایم از گرمی رفتار نمی سوخت به راه
در قدم سوختن خار بیابانم سوخت ۷
تا ندانی به فسون تو در آتش رفتم
خود به داغ تو دل دیر پشیمانم سوخت ۸
کردم از سنگ جگر تا نشوم خسته عشق
هم بدان سنگ به هم خوردن پیکانم سوخت ۹
دیگر از خاتمه کفر چه گویم غالب
من که رخشندگی جوهر ایمانم سوخت ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱ - فغان که برق عتاب تو آنچنانم سوخت
گوهر بعدی:شماره ۵۳ - اندوده به داغی دو سه پر کاله فرو ریخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.