هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره‌ی عشق، تنهایی، و حسرت است. شاعر از خالی‌بودن درون خود، نبود معشوق، و احساس بی‌پناهی سخن می‌گوید و از مفاهیمی مانند عشق الهی و زمینی، رنج عاشق، و جست‌وجوی معنویت استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و شاعرانه ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۹۳ - نه هرزه همچو نی از مغزم استخوان خالی ست

نه هرزه همچو نی از مغزم استخوان خالی ست
که جای ناله زاری در این میان خالی ست ۱

روم به کعبه ز کوی تو و ز حق خجلم
ز سجده جبهه و از پوزشم زبان خالی ست ۲

هجوم گل به گلستان هلاک شوقم کرد
که جا نمانده و جای تو همچنان خالی ست ۳

گریستم نگرستی به خون تپم کامروز
ز پاره جگرم چشم خونچکان خالی ست ۴

نه شاهدی به تماشا نه بیدلی به نوا
ز غنچه گلبن و از بلبل آشیان خالی ست ۵

کنم به جنبش دل شیشه از پری لبریز
سرم ز باد فسونسنجی زبان خالی ست ۶

گرش به دیدن من گریه رو نداد چه جرم
نهاد آتش شوق من از دخان خالی ست ۷

پر از سپاس ادای تو دفتری دارم
که یکسر از رقم پرسش نهان خالی ست ۸

امام شهر به مسجد اگر رهم ندهد
نه جای من به نیایشگه مغان خالی ست؟ ۹

خراب ذوق بر و دوش کیستم غالب
که چون هلال سراپایم از میان خالی ست؟ ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۲ - در تابم از خیال که دل جلوه گاه کیست؟
گوهر بعدی:شماره ۹۴ - گلشن به فضای چمن سینه ما نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.