هوش مصنوعی: این شعر از غالب، بیانگر درد و رنج شاعر از ناکامی‌ها و بی‌عدالتی‌های زندگی است. او از بی‌مهری‌های جهان شکایت دارد و به تقدیر و قضا و قدر اشاره می‌کند. همچنین، شاعر به مرگ و رنج‌های پیش از آن می‌پردازد و از دشمنان و ناکامی‌های عشق نیز سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی، عرفانی و اشاره به مرگ و رنج‌های وجودی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد.

شماره ۱۰۸ - جلوه می خواهیم آتش شو هوای ما مسنج

جلوه می خواهیم آتش شو هوای ما مسنج
دستگاه خویش بین و مدعای ما مسنج ۱

گر خودت مهری بجنبد کام مشتاقان بده
ور نه نیروی قضا اندر رضای ما مسنج ۲

همنشین دارو ده و دل در خدای پاک بند
می روی از کار، درد بی دوای ما مسنج ۳

مرگ ما را تا که تمهید شکایت کرده است؟
رنج و اندوهی که دارد از برای ما مسنج ۴

ای که نعش ما بری پندارم از ما بوده ای
دستمزد او چه داری خون بهای ما مسنج ۵

خویش را شیرین شمردی خصم را پرویز گیر
سرگذشت کوهکن با ماجرای ما مسنج ۶

آه از شرم تو و ناکامی ما زود باش
در تلافی پایه مهر و وفای ما مسنج ۷

زاری ما در غم دل دید و شادی مرگ شد
مردن دشمن ز تأثیر دعای ما مسنج ۸

کامها محوست عیش بی زوال ما مپرس
دیده ها کورست جنس ناروای ما مسنج ۹

درگذر زین پرده چون دمساز غالب نیستی
مدعی هنجار خود گیر و نوای ما مسنج ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۷ - نقشم گرفته دوست نمودن چه احتیاج؟
گوهر بعدی:شماره ۱۰۹ - ای که نبوی هر چه نبود در تماشایش مپیچ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.