هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند عشق، دوستی، دشمنی، رهزنی، ایمان، و مینوشی پرداخته است. شاعر از تجربیات شخصی و دیدگاههای خود دربارهی زندگی و روابط انسانی سخن میگوید.
رده سنی:
18+
متن شامل مفاهیم عمیق فلسفی و اشارههایی به شراب و مینوشی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال نامناسب باشد.
شماره ۱۲۷ - نقابدار که آیین رهزنی دارد
نقابدار که آیین رهزنی دارد
جمال یوسفی و فر بهمنی دارد ۱
وفای غیر گرش دلنشین شده ست چه غم
خوشم ز دوست که با دوست دشمنی دارد ۲
چه ذوق رهروی آن را که خارخاری نیست
مرو به کعبه اگر راه ایمنی دارد ۳
به دلفریبی من گرم بحث و سود منست
نگاه تو به زبان تو همفنی دارد ۴
به باده گر بودم میل شاعرم نه فقیه
سخن چه ننگ ز آلوده دامنی دارد ۵
خوشم به بزم ز اکرام خویش و زین غافل
که می نمانده و ساقی فروتنی دارد ۶
نباشدش سخنی کش توان به کاغذ برد
برو که خواجه گهرهای معدنی دارد ۷
بیاورید، گر اینجا بود زباندانی
غریب شهر سخن های گفتنی دارد ۸
مبارکست رفیق ار چنین بود غالب
«ضیای نیر» ما چشم روشنی دارد ۹
جمال یوسفی و فر بهمنی دارد ۱
وفای غیر گرش دلنشین شده ست چه غم
خوشم ز دوست که با دوست دشمنی دارد ۲
چه ذوق رهروی آن را که خارخاری نیست
مرو به کعبه اگر راه ایمنی دارد ۳
به دلفریبی من گرم بحث و سود منست
نگاه تو به زبان تو همفنی دارد ۴
به باده گر بودم میل شاعرم نه فقیه
سخن چه ننگ ز آلوده دامنی دارد ۵
خوشم به بزم ز اکرام خویش و زین غافل
که می نمانده و ساقی فروتنی دارد ۶
نباشدش سخنی کش توان به کاغذ برد
برو که خواجه گهرهای معدنی دارد ۷
بیاورید، گر اینجا بود زباندانی
غریب شهر سخن های گفتنی دارد ۸
مبارکست رفیق ار چنین بود غالب
«ضیای نیر» ما چشم روشنی دارد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۶ - خوش ست آن که با خویش جز غم ندارد
گوهر بعدی:شماره ۱۲۸ - کو فنا تا همه آلایش پندار برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.