هوش مصنوعی: این شعر از مولانا بیانگر تحول روحی و معنوی شاعر است. او از تاریکی شب (نماد جهل و گمراهی) به روشنایی صبح (نماد هدایت و آگاهی) می‌رسد. شاعر از موهبت‌های الهی مانند نور هدایت، سکوت معنوی، بینش باطنی، و دانش سخن می‌گوید. همچنین، اشاره‌ای به تغییرات تاریخی و فرهنگی دارد، مانند جایگزینی نمادهای باستانی با مفاهیم اسلامی.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از نمادهای پیچیده در این شعر، درک آن را برای مخاطبان جوان‌تر دشوار می‌کند. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و فرهنگی ممکن است برای گروه‌های سنی پایین‌تر نامفهوم باشد.

شماره ۱۶۴ - مژده صبح درین تیره شبانم دادند

مژده صبح درین تیره شبانم دادند
شمع کشتند و ز خورشید نشانم دادند ۱

رخ گشودند و لب هرزه سرایم بستند
دل ربودند و دو چشم نگرانم دادند ۲

سوخت آتشکده ز آتش نفسم بخشیدند
ریخت بتخانه ز ناقوس فغانم دادند ۳

گهر از رایت شاهان عجم برچیدند
به عوض خامه گنجینه فشانم دادند ۴

افسر از تارک ترکان پشنگی بردند
به سخن ناصیه فر کیانم دادند ۵

گوهر از تاج گسستند و به دانش بستند
هر چه بردند به پیدا به نهانم دادند ۶

هر چه در جزیه ز گبران می ناب آوردند
به شب جمعه ماه رمضانم دادند ۷

هر چه از دستگه پارس به یغما بردند
تا بنالم هم از آن جمله زبانم دادند ۸

دل ز غم مرده و من زنده همانا این مگر
بود ارزنده به ماتم که امانم دادند ۹

هم ز آغاز به خوف و خطرستم غالب
طالع از قوس و شمار از سرطانم دادند ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶۳ - بهر خواری بس که سرگرم تلاشم کرده اند
گوهر بعدی:شماره ۱۶۵ - پروا اگر از عربده دوش نکردند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.