هوش مصنوعی: شاعر در این متن از ناامیدی و غم خود می‌گوید و از اینکه دوستانش در این شرایط سخت به او توجهی ندارند، شکایت می‌کند. او احساس می‌کند که حتی دشمنانش نیز شایسته‌تر از او به نظر می‌رسند. شاعر بر این باور است که تنها با رضایت خداوند و انجام طاعات می‌توان به خواسته‌ها رسید و بدون آن، حتی تلاش‌های دیگران نیز بی‌فایده است. در پایان، او امیدوار است که با دعا و نیایش، عمری دوباره و نوید پذیرایی از سوی خداوند را دریافت کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار می‌باشد. همچنین، موضوعات غم و ناامیدی و امیدواری نیاز به بلوغ فکری دارد تا به درستی درک شود.

شماره ۱۶۶ - عجب که مژده دهان رو به سوی ما آرند

عجب که مژده دهان رو به سوی ما آرند
کدام مژده که آرند و از کجا آرند؟ ۱

ز دوستان نبود خوشنما درین هنگام
که وایه بهر گدای شکسته پا آرند ۲

ز غم چنان شده ام مضمحل که اعدا را
سزد که گنج گهر بهر رونما آرند ۳

نه روی خواستن از حق بود جز آنان را
که بنده وار همی طاعتش بجا آرند ۴

نه بی رضای خدا کارها روان گردد
سپهر و انجم اگر ساز مدعا آرند ۵

نماند ساز مرا هیچ نغمه همنفسان
جز آن که برشکنندش چو در نوا آرند ۶

نخست عمر دگر خواهد از خدا غالب
اگر نوید پذیرایی دعا آرند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۲۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶۵ - پروا اگر از عربده دوش نکردند
گوهر بعدی:شماره ۱۶۷ - شوقم ز پند بر در فریاد می زند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.