هوش مصنوعی: این متن شعری است که به بیان دردها و رنج‌های عاشقان و مشتاقان می‌پردازد. شاعر از نادیده گرفته شدن دردها توسط دیگران، دوستی با افراد سطحی، وابستگی به دروغ، و بی‌عدالتی در حق حق‌ناشناسان سخن می‌گوید. همچنین، به موضوعاتی مانند عشق، وفاداری، عدالت، و اهمیت پیوند گفتار و کردار اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند انتقاد از بی‌عدالتی و وابستگی به دروغ ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال نامفهوم یا سنگین باشد.

شماره ۱۷۵ - قدر مشتاقان چه داند؟ درد ما چندش بود؟

قدر مشتاقان چه داند؟ درد ما چندش بود؟
آن که دایم کار با دلهای خرسندش بود ۱

شاهد ما همنشین آرای و رنگین محفل ست
لاجرم در بند خویش ست آن که در بندش بود ۲

در نگارین روضه فردوس نگشاید دلش
آن که در بند دروغ راست مانندش بود ۳

آن که از شنگی به خاموشی دل از ما می برد
وای گر چون ما زبان نکته پیوندش بود ۴

در ستم حق ناشناسش گفتن از انصاف نیست
آن که چندین تکیه بر حلم خداوندش بود ۵

هیچ دانی این همه شور عتاب از بهر چیست؟
تا جگرها تشنه موج شکرخندش بود ۶

نازم آن خودبین که ناید غیر خویشش در نظر
گر به خاک رهگذار دوست سوگندش بود ۷

آن که خواهد در صف مردان بقای نام خویش
خون دشمن سرخ تر از خون فرزندش بود ۸

با خرد گفتم نشان اهل معنی بازگوی
گفت گفتاری که با کردار پیوندش بود ۹

غالبا زنهار بعد از ما به خون ما مگیر
قاتل ما را که حاکم آرزومندش بود ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۱۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷۴ - دانست کز شهادتم امید حور بود
گوهر بعدی:شماره ۱۷۶ - چه خیزد از سخنی کز درون جان نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.