هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از مولانا است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی سخن میگوید. او از وابستگی به معشوق، درد هجران، و تحول درونی ناشی از این عشق صحبت میکند. همچنین، مفاهیمی مانند کفر و دین، پاکی، و تحول معنوی نیز در آن دیده میشود.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
شماره ۱۸۲ - چون بپویی به زمین چرخ زمین تو شود
چون بپویی به زمین چرخ زمین تو شود
خوش بهشتی ست که کس راه نشین تو شود ۱
لبم از نام تو آن مایه پرستی که اگر
بوسه بر غنچه زنم غنچه نگین تو شود ۲
چون بسنجد که نه آنست بکاهد از شرم
ماه یکچند ببالد که جبین تو شود ۳
صد قیامت بگدازند و به هم آمیزند
تا خمیر دل هنگامه گزین تو شود ۴
تاب هنگامه درد آرم و گویم هیهات
چه کنم تا غم هجر تو یقین تو شود؟ ۵
به سخن پیچم و اندوه گسارش گردم
برم از غیر دلی را که حزین تو شود ۶
جلوه جز در دل آگاه سرایت نکند
من در آتش فتم از هر که قرین تو شود ۷
چشم و دل باخته ام داد هنر خواهد داد
آن که چون من همه دان و همه بین تو شود ۸
کفر و دین چیست جز آرایش پندار وجود؟
پاک شو پاک، که هم کفر تو دین تو شود ۹
دوزخ تافته ای هست نهادت غالب
آه از آن دم که دم بازپسین تو شود ۱۰
خوش بهشتی ست که کس راه نشین تو شود ۱
لبم از نام تو آن مایه پرستی که اگر
بوسه بر غنچه زنم غنچه نگین تو شود ۲
چون بسنجد که نه آنست بکاهد از شرم
ماه یکچند ببالد که جبین تو شود ۳
صد قیامت بگدازند و به هم آمیزند
تا خمیر دل هنگامه گزین تو شود ۴
تاب هنگامه درد آرم و گویم هیهات
چه کنم تا غم هجر تو یقین تو شود؟ ۵
به سخن پیچم و اندوه گسارش گردم
برم از غیر دلی را که حزین تو شود ۶
جلوه جز در دل آگاه سرایت نکند
من در آتش فتم از هر که قرین تو شود ۷
چشم و دل باخته ام داد هنر خواهد داد
آن که چون من همه دان و همه بین تو شود ۸
کفر و دین چیست جز آرایش پندار وجود؟
پاک شو پاک، که هم کفر تو دین تو شود ۹
دوزخ تافته ای هست نهادت غالب
آه از آن دم که دم بازپسین تو شود ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۱ - چون گویم از تو بر دل شیدا چه می رود؟
گوهر بعدی:شماره ۱۸۳ - دل نه تنها ز فراق تو فغان ساز دهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.