هوش مصنوعی:
این شعر از غالب به بیان احساسات عمیق و پیچیدهای مانند ناامیدی، عشق ناکام، و جدال بین عقل و جنون میپردازد. شاعر از فریبندگی بهار، ناتوانی امید، و درد عشق سخن میگوید و به مفاهیمی مانند قاتل، عذاب، و وسوسه اشاره میکند. همچنین، او از مقاومت در برابر عقل و تسلیم به جنون صحبت میکند و در نهایت به دنبال وفا و سادگی است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه همراه با مفاهیم پیچیده مانند ناامیدی، وسوسه، و جدال درونی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای سنگین و زبان شعری کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۸۴ - دگر فریب بهارم سر جنون ندهد
دگر فریب بهارم سر جنون ندهد
گل ست و جامه آلی که بوی خون ندهد ۱
گسسته تار امیدم دگر به خلوت انس
به زخمه گله سازم نوا برون ندهد ۲
ز قاتلی به عذابم که تیغ و خنجر را
به حکم وسوسه زهراب بی شگون ندهد ۳
بدان پری ست نیازم که بهر تسخیرش
ز مهر دل به زبان رخصت فسون ندهد ۴
جنون مگو ادبش نیست بلکه خودداری ست
که تن به همدمی عقل ذوفنون ندهد ۵
کفیل هوش خودم وقت می به بزم حبیب
به شرط آن که ز یک قلزمم فزون ندهد ۶
به بوی گنج گزیدم خرابه ور نه جنون
به هرزه ذوق دلاویزی سکون ندهد ۷
شریک کار نیاورد تاب سختی کار
جواب ناله ما غیر بیستون ندهد ۸
به من گرای و وفا جو که ساده برهمنم
به سنگ هر که دهد دل به غمزه چون ندهد؟ ۹
ترا به حربه چه حاجت نه آن بود غالب
که جان به لذت آویزش درون ندهد؟ ۱۰
گل ست و جامه آلی که بوی خون ندهد ۱
گسسته تار امیدم دگر به خلوت انس
به زخمه گله سازم نوا برون ندهد ۲
ز قاتلی به عذابم که تیغ و خنجر را
به حکم وسوسه زهراب بی شگون ندهد ۳
بدان پری ست نیازم که بهر تسخیرش
ز مهر دل به زبان رخصت فسون ندهد ۴
جنون مگو ادبش نیست بلکه خودداری ست
که تن به همدمی عقل ذوفنون ندهد ۵
کفیل هوش خودم وقت می به بزم حبیب
به شرط آن که ز یک قلزمم فزون ندهد ۶
به بوی گنج گزیدم خرابه ور نه جنون
به هرزه ذوق دلاویزی سکون ندهد ۷
شریک کار نیاورد تاب سختی کار
جواب ناله ما غیر بیستون ندهد ۸
به من گرای و وفا جو که ساده برهمنم
به سنگ هر که دهد دل به غمزه چون ندهد؟ ۹
ترا به حربه چه حاجت نه آن بود غالب
که جان به لذت آویزش درون ندهد؟ ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۳ - دل نه تنها ز فراق تو فغان ساز دهد
گوهر بعدی:شماره ۱۸۵ - غم چو به هم درافگند رو که مراد می دهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.