هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به موضوعاتی مانند عشق، فداکاری، رنجهای عشق، و بیوفایی دنیا میپردازد. شاعر از غم عشق سخن میگوید و بیان میکند که عشق با تمام رنجهایش، ارزش فداکاری را دارد. همچنین، اشارههایی به مفاهیم عرفانی مانند گذر از تعلقات دنیوی و رسیدن به حقیقت وجود دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه این شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال بهطور کامل قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و بیوفایی دنیا نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
شماره ۲۲۰ - دل در غمش بسوز که جان می دهد عوض
دل در غمش بسوز که جان می دهد عوض
ور جان دهی غمی به از آن می دهد عوض ۱
فارغ مشو ز دوست به می در ریاض خلد
از ما گرفت آنچه همان می دهد عوض ۲
داغم از آن حریف که چون خانمان بسوخت
چشمی به سوی در نگران می دهد عوض ۳
سرمایه خرد به جنون ده که این کریم
یک سود را هزار یان می دهد عوض ۴
نبود سخن سرایی ما رایگان که دوست
دل می برد ز ما و زبان می دهد عوض ۵
از هر چه نقش وهم و گمان است در گذر
کو خود برون ز وهم و گمان می دهد عوض ۶
آن را که نیستی نظر از ماه و مشتری
چشم سهیل و زهره فشان می دهد عوض ۷
نازم به دست سبحه شماری که عاقبت
شوقش کف پیاله ستان می دهد عوض ۸
آه از غمش که چون ز دل آرام می برد
ناسازیی ز همنفسان می دهد عوض ۹
پاداش هر وفا به جفای دگر کند
غالب ببین که دوست چه سان می دهد عوض ۱۰
ور جان دهی غمی به از آن می دهد عوض ۱
فارغ مشو ز دوست به می در ریاض خلد
از ما گرفت آنچه همان می دهد عوض ۲
داغم از آن حریف که چون خانمان بسوخت
چشمی به سوی در نگران می دهد عوض ۳
سرمایه خرد به جنون ده که این کریم
یک سود را هزار یان می دهد عوض ۴
نبود سخن سرایی ما رایگان که دوست
دل می برد ز ما و زبان می دهد عوض ۵
از هر چه نقش وهم و گمان است در گذر
کو خود برون ز وهم و گمان می دهد عوض ۶
آن را که نیستی نظر از ماه و مشتری
چشم سهیل و زهره فشان می دهد عوض ۷
نازم به دست سبحه شماری که عاقبت
شوقش کف پیاله ستان می دهد عوض ۸
آه از غمش که چون ز دل آرام می برد
ناسازیی ز همنفسان می دهد عوض ۹
پاداش هر وفا به جفای دگر کند
غالب ببین که دوست چه سان می دهد عوض ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۹ - چون عکس پل به سیل به ذوق بلا برقص
گوهر بعدی:شماره ۲۲۱ - گویی که هان وفا که وفا بوده است شرط
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.