هوش مصنوعی:
این شعر از زبان شاعری است که با احساسات عمیق و متناقضی همچون عشق، ایثار، رنج، و جستجوی معنویت سروده شده است. شاعر از مهر و محبت، رنج عشق، و تلاش برای رسیدن به کمال سخن میگوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند عرفان، هنر، و نقد اجتماعی دارد.
رده سنی:
18+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و نقد اجتماعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۲۵۹ - در هر انجام محبت طرح آغاز افگنم
در هر انجام محبت طرح آغاز افگنم
مهر بردارم ازو تا هم بر او بازافگنم ۱
در هوای قتل سر بر آستانش می نهم
تا به لوح مدعا نقش خداساز افگنم ۲
لاف پرکاری ست صبر روستایی شیوه را
خواهمش کاندر سواد اعظم ناز افگنم ۳
صعوه من هرزه پروازست بو کز فرط مهر
بیخودش در آشیان چنگل باز افگنم ۴
بی زبانم کرده ذوق التفات تازه ای
لاجرم شغل وکالت را به غماز افگنم ۵
هر قدر کز حسرت آبم در دهن گردد همی
هم ز استغنا به روی بخت ناساز افگنم ۶
مردم از افسردگی هنگام آن آمد که باز
رستخیزی در دل از خون کرد و بگداز افگنم ۷
همزبانم با ظهوری مطلعی کو تا ز شوق
با جرس در ناله آوازی بر آواز افگنم ۸
نامه بر گم شد در آتش نامه را باز افگنم
چون کبوتر نیست طاووسی به پرواز افگنم ۹
از نمک جان در تن طرز نکویان کرده ام
زین سپس در مغز دعوی شور اعجاز افگنم ۱۰
رنجه دارد صورت اندیشه یاران مرا
مفت من کایینه خود را ز پرداز افگنم ۱۱
ترک صحبت کردم و در بند تکمیل خودم
نغمه ام جان گشت خواهم در تن ساز افگنم ۱۲
تا ز دود اهل نظر چشمی توانند آب داد
رخنه در دیوار آتشخانه راز افگنم ۱۳
بگسلم بند و دهم اوراق دیوان را به باد
خیل طوطی اندرین گلشن به پرواز افگنم ۱۴
غالب از آب و هوای هند بسمل گشت نطق
خیز تا خود را به اصفاهان و شیراز افگنم ۱۵
مهر بردارم ازو تا هم بر او بازافگنم ۱
در هوای قتل سر بر آستانش می نهم
تا به لوح مدعا نقش خداساز افگنم ۲
لاف پرکاری ست صبر روستایی شیوه را
خواهمش کاندر سواد اعظم ناز افگنم ۳
صعوه من هرزه پروازست بو کز فرط مهر
بیخودش در آشیان چنگل باز افگنم ۴
بی زبانم کرده ذوق التفات تازه ای
لاجرم شغل وکالت را به غماز افگنم ۵
هر قدر کز حسرت آبم در دهن گردد همی
هم ز استغنا به روی بخت ناساز افگنم ۶
مردم از افسردگی هنگام آن آمد که باز
رستخیزی در دل از خون کرد و بگداز افگنم ۷
همزبانم با ظهوری مطلعی کو تا ز شوق
با جرس در ناله آوازی بر آواز افگنم ۸
نامه بر گم شد در آتش نامه را باز افگنم
چون کبوتر نیست طاووسی به پرواز افگنم ۹
از نمک جان در تن طرز نکویان کرده ام
زین سپس در مغز دعوی شور اعجاز افگنم ۱۰
رنجه دارد صورت اندیشه یاران مرا
مفت من کایینه خود را ز پرداز افگنم ۱۱
ترک صحبت کردم و در بند تکمیل خودم
نغمه ام جان گشت خواهم در تن ساز افگنم ۱۲
تا ز دود اهل نظر چشمی توانند آب داد
رخنه در دیوار آتشخانه راز افگنم ۱۳
بگسلم بند و دهم اوراق دیوان را به باد
خیل طوطی اندرین گلشن به پرواز افگنم ۱۴
غالب از آب و هوای هند بسمل گشت نطق
خیز تا خود را به اصفاهان و شیراز افگنم ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
۲۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۸ - رفتم که کهنگی ز تماشا برافگنم
گوهر بعدی:شماره ۲۶۰ - صبح ست خیز تا نفسی در هم افگنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.