هوش مصنوعی: این شعر از غالب، بیانگر درد و رنج شاعر از بی‌عدالتی، خیانت و دوری از معشوق است. او با پرسش‌های متعدد، از ناپدید شدن عزیزان، بی‌گناهی‌های از دست رفته و ناله‌های بی‌پاسخ می‌گوید.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه، انتقاد از بی‌عدالتی و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد.

شماره ۲۹۸ - گویی به من کسی که ز دشمن رسیده کو؟

گویی به من کسی که ز دشمن رسیده کو؟
آن پیر زال سست پی قد خمیده کو؟ ۱

یادت نکرده خصم به عنوان به لفظ دوست
آن نامه نخوانده ز صد جا دریده کو؟ ۲

رعنا دلت به دختر همسایه بند نیست
آن مه رخ به گوشه ایوان خزیده کو؟ ۳

دوشینه گل به بستر و بالین نداشتی
آن برگ گل که در تن نازک خلیده کو؟ ۴

کس داوری نبرده ز جورت به دادگاه
آن بی گنه که شاه زبانش بریده کو ۵

گویی به شحنه گوی که کس را نکشته ایم
آن نعش نیم سوخته ز آتش کشیده کو؟ ۶

گویی خمش شوی چو ز کویم بدر روی
آن دل که جز به ناله به هیچ آرمیده کو؟ ۷

گویی دمی ز گریه خونین به ما برآر
آن مایه خون که سر دهم از دل به دیده کو؟ ۸

بشنو که غالب از تو رمیده و به کعبه رفت
گفتی شگفتیی که بود ناشنیده کو؟ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۹۷ - گستاخ گشته ایم غرور جمال کو؟
گوهر بعدی:شماره ۲۹۹ - حق که حقست سمیع ست فلانی بشنو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.