هوش مصنوعی:
این شعر به توصیف عظمت و معجزات پیامبر اسلام (ص) میپردازد. در آن به تواناییهای فوقالعاده پیامبر مانند آشکار شدن گنجهای زمین، باریدن طلا از آسمان، تسخیر حیوانات وحشی مانند گرگ و شیر، و معجزاتی مانند دو نیم کردن ماه اشاره شده است. همچنین به جایگاه رفیع پیامبر نزد خداوند و ویژگیهای اخلاقی او مانند بخشش و سپاسگزاری پرداخته شده است.
رده سنی:
12+
محتوا شامل مفاهیم مذهبی و شعر کلاسیک است که ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین برخی از مفاهیم مانند معجزات و جایگاه پیامبر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً از 12 سالگی به بعد در افراد شکل میگیرد.
بخش ۵ - در نعت النّبی صلّی الله علیه
سرِ داد پیغمبر پاکدین
اگر خواستی گنج روی زمین ۱
بر او آشکارا شدی بی گمان
بر او زر بباریدی از آسمان ۲
کسی کاو نهاد از برِ عرش پای
همان برتر از قاب قوسینش جای ۳
عنان کش بود پیش او جبرئیل
ببیند بهشت و می سلسبیل ۴
بخندد به روی اندرش گرگ و شیر
بغلتد به خاک اژدهای دلیر ۵
به شمشیر دین آشکاره کند
فرشته به رویش نظاره کند ۶
برآید برآرد به فرمانش ابر
نیایش کند پیش او شیر و ببر ۷
به یک شب دو گیتی ببیند تمام
به گوشش درآید ز یزدان سلام ۸
به انگشت مه را کند بر دو نیم
چرا تنگ باشد بر او زرّ و سیم ۹
جهان را بدان گرسنه خود بخواست
چو دانست کاین جای؛ جای فناست ۱۰
از آغاز چون آدمی آفرید
شد از شکل نام محمد پدید ۱۱
سرش میم و دو دست حی لامحال
شکم میم و دیگر دو پایش چو دال ۱۲
شنیدی که یزدانش چون پیش خواند
نه زر ماند از او باز و نه سیم ماند ۱۳
همان دخترش کرد با او گله
که از آسن دستم شده آبله ۱۴
تو گر مردمی آز کوتاه کن
به پیغمبر خویشتن راه کن ۱۵
ز هر چیز ورزی، فزونی بده
به دادن سپاسی به کس برمنه ۱۶
ز ما آفرین برچنان نیکبخت
فزونتر زباران و برگ درخت ۱۷
اگر خواستی گنج روی زمین ۱
بر او آشکارا شدی بی گمان
بر او زر بباریدی از آسمان ۲
کسی کاو نهاد از برِ عرش پای
همان برتر از قاب قوسینش جای ۳
عنان کش بود پیش او جبرئیل
ببیند بهشت و می سلسبیل ۴
بخندد به روی اندرش گرگ و شیر
بغلتد به خاک اژدهای دلیر ۵
به شمشیر دین آشکاره کند
فرشته به رویش نظاره کند ۶
برآید برآرد به فرمانش ابر
نیایش کند پیش او شیر و ببر ۷
به یک شب دو گیتی ببیند تمام
به گوشش درآید ز یزدان سلام ۸
به انگشت مه را کند بر دو نیم
چرا تنگ باشد بر او زرّ و سیم ۹
جهان را بدان گرسنه خود بخواست
چو دانست کاین جای؛ جای فناست ۱۰
از آغاز چون آدمی آفرید
شد از شکل نام محمد پدید ۱۱
سرش میم و دو دست حی لامحال
شکم میم و دیگر دو پایش چو دال ۱۲
شنیدی که یزدانش چون پیش خواند
نه زر ماند از او باز و نه سیم ماند ۱۳
همان دخترش کرد با او گله
که از آسن دستم شده آبله ۱۴
تو گر مردمی آز کوتاه کن
به پیغمبر خویشتن راه کن ۱۵
ز هر چیز ورزی، فزونی بده
به دادن سپاسی به کس برمنه ۱۶
ز ما آفرین برچنان نیکبخت
فزونتر زباران و برگ درخت ۱۷
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۷
۲۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۴ - در بی ثباتی عمر
گوهر بعدی:بخش ۶ - اشاره به نظم بهمن نامه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.