هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد عشق و هجران معشوق خود مینالد. او از رنجهایی که عشق به او تحمیل کرده و از ناامیدی و تنهایی خود سخن میگوید. شاعر از معشوق میخواهد که به او رحم کند و آتش عشقش را فرو نشاند. او همچنین از دیوانگی عشق و پریشانی حال خود میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی عرفانی و عاشقانه نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد.
تکه ۲۰ - دیدی ای دل که دگر باره چه آمد پیشم
دیدی ای دل که دگر باره چه آمد پیشم
چه کنم با که بگویم چه خیال اندیشم؟ ۱
کاش بر من نرسیدی ستم عشق رخت
که فرو مانده به حال دل تنگ خویشم ۲
دلبرا نازده در مار سر زلف تو دست
چه کند کژدم هجران تو چندین نیشم ۳
همچو دف میخورم از دست جفای تو قفا
چنگوار از غم هجران تو سر در پیشم ۴
آبرویم چه بری آتش عشقم بنشان
کمتر از خاکم و بر باد مده زین بیشم ۵
گر به جان ناز کنی گر نکنم در رویت
تا بدانی که توانگر دلم ار درویشم ۶
دم به دم در دلم آید که دم کفر زنم
تا به جان فتنهٔ آن طرهٔ کافر کیشم ۷
عقل دیوانه شد از سعدی دیوانه مزاج
با پریشانی از آن بر سر حال خویشم ۸
چه کنم با که بگویم چه خیال اندیشم؟ ۱
کاش بر من نرسیدی ستم عشق رخت
که فرو مانده به حال دل تنگ خویشم ۲
دلبرا نازده در مار سر زلف تو دست
چه کند کژدم هجران تو چندین نیشم ۳
همچو دف میخورم از دست جفای تو قفا
چنگوار از غم هجران تو سر در پیشم ۴
آبرویم چه بری آتش عشقم بنشان
کمتر از خاکم و بر باد مده زین بیشم ۵
گر به جان ناز کنی گر نکنم در رویت
تا بدانی که توانگر دلم ار درویشم ۶
دم به دم در دلم آید که دم کفر زنم
تا به جان فتنهٔ آن طرهٔ کافر کیشم ۷
عقل دیوانه شد از سعدی دیوانه مزاج
با پریشانی از آن بر سر حال خویشم ۸
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۸
۵۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:تکه ۱۹ - من این نامه که اکنون مینویسم
گوهر بعدی:تکه ۲۱ - بیا بیا که ز عشقت چنان پریشانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.