هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد فراق و جستجوی بیثمر یار میگوید. او از طبیعت و عناصری مانند لاله، شراب، و باغ برای بیان احساسات خود استفاده میکند. همچنین، به تأثیر خاطرات و نگاه یار در روشنایی دل اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و غمانگیز است که درک آنها نیاز به بلوغ عاطفی و شناختی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۴ - بیرون ز سینه طرح مینداز داغ را
بیرون ز سینه طرح مینداز داغ را
چشمی بد است رخنهٔ دیوار باغ را ۱
در موسمی که لاله قدح پر ز خون کند
حیف است بی شراب گذاری ایاغ را ۲
بس جستجوی یار که کردم ز هر دیار
دانسته کس نداد ز جانان سراغ را ۳
روغن کشم ز نرگس بادام، شام هجر
روشن کنم به یاد نگاهی چراغ را ۴
از یار اهل جذبه سعیدا صفا برند
خود گو چه سود نکهت گل بید باغ را ۵
چشمی بد است رخنهٔ دیوار باغ را ۱
در موسمی که لاله قدح پر ز خون کند
حیف است بی شراب گذاری ایاغ را ۲
بس جستجوی یار که کردم ز هر دیار
دانسته کس نداد ز جانان سراغ را ۳
روغن کشم ز نرگس بادام، شام هجر
روشن کنم به یاد نگاهی چراغ را ۴
از یار اهل جذبه سعیدا صفا برند
خود گو چه سود نکهت گل بید باغ را ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳ - پاس گر می داشتم شب های تار خویش را
گوهر بعدی:شماره ۱۵ - در فصل غیر یافته ام من وصال را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.