هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق الهی و دوری از ریا سخن می‌گوید. او از رهایی از خودی و پیوستن به دریای وجود الهی می‌گوید و بیان می‌کند که عشق الهی، بهشت و جهنم را برایش روشن ساخته و او را از تعلقات دنیوی بیگانه کرده است. شاعر همچنین از احساس کوچکی در برابر عظمت الهی و ناامیدی از دریافت سهم عادلانه در زندگی سخن می‌راند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ریا، خودی و عشق الهی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۱۷ - لب وانشد به ذکر، ز بیم ریا مرا

لب وانشد به ذکر، ز بیم ریا مرا
بر سینه بسته دست طلب در دعا مرا ۱

تا همچو موج، نقش خودی را زدم بر آب
در سینه داده همچو گهر بحر، جا مرا ۲

عشق تو روشناس نعیم و جحیم کرد
بیگانه کرد از دو جهان آشنا مرا ۳

در عالم شمار منم کم ز هر چه هست
گردون به دیده چون نکند توتیا مرا ۴

یک گندم درست سعیدا برون نشد
بی آبروی قسمت از این آسیا مرا ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶ - تا شد حکیمم عشق او با درد شد الفت مرا
گوهر بعدی:شماره ۱۸ - همچو ساغر تا به لب همدم نمی سازد مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.