هوش مصنوعی: این متن به بیان احساسات شاعر درباره‌ی فقر، غربت، و درد هجران می‌پردازد. شاعر با وجود مشکلات و رنج‌ها، به عشق و صبر خود افتخار می‌کند و از قدرت و اختیار خود در انتخاب عشق سخن می‌گوید. همچنین، او به مضامینی مانند اضطراب، حیرت، و امید به روشنایی آینده اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار است. همچنین، برخی مضامین مانند غربت، اضطراب، و هجران ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

شماره ۳۸ - ما را اگرچه [خوار] نمود افتقار ما

ما را اگرچه [خوار] نمود افتقار ما
آن است بیشتر سبب افتخار ما ۱

داریم اشک سرخ و رخ زرد از غمش
در یک چمن نشسته خزان و بهار ما ۲

از هر دو کون مهر تو کردیم اختیار
ز این بیشتر چه کار کند اختیار ما؟ ۳

داریم غربت و الم هجر و شکر و صبر
درمان درد یار بود در دیار ما ۴

دریای اضطراب اگر نیستیم چون
ننشست هیچ سروقدی در کنار ما؟ ۵

در عالم مثال چو ماه است و آفتاب
با قدرتش معاملهٔ اقتدار ما ۶

دست طلب به مذهب ما بسکه نارواست
دایم کج است پنجهٔ برگ چنار ما ۷

شهباز اوج همت ما زاغ گیر نیست
دنیا به خط و خال نگردد شکار ما ۸

پروانه سر به زانوی حیرت نهد سعیدا
روشن اگر کنند چراغ مزار ما ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۷ - نیست دل مأیوس دارد در پی خود روز، شب
گوهر بعدی:شماره ۳۹ - بی غم نفسی نیست دل باخبر ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.