هوش مصنوعی:
این متن بیانگر درد و غم درونی شاعر است که با استعارههای مختلف مانند زخم، شعله، ابر و شمشیر توصیف شده است. شاعر از جدایی و ناامیدی سخن میگوید و احساسات عمیق خود را با زبانی نمادین بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی بیشتری نیاز دارد. همچنین، ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و نامفهوم باشد.
شماره ۳۹ - بی غم نفسی نیست دل باخبر ما
بی غم نفسی نیست دل باخبر ما
زخمی است که سوزد به دل ما جگر ما ۱
دیدیم که این چشم به آن روی سزا نیست
برخاسته منظور ز پیش نظر ما ۲
ما شعله نماییم ولی تشنه نوازیم
چون ابر چکد آب ز برق شرر ما ۳
شمشیر خجالت که کشد لاف درونان
بی رنگ برآید ز جگر نیشتر ما ۴
می گفت به جان دوش سعیدا دل محزون
زینهار که از خود نروی بی خبر ما ۵
زخمی است که سوزد به دل ما جگر ما ۱
دیدیم که این چشم به آن روی سزا نیست
برخاسته منظور ز پیش نظر ما ۲
ما شعله نماییم ولی تشنه نوازیم
چون ابر چکد آب ز برق شرر ما ۳
شمشیر خجالت که کشد لاف درونان
بی رنگ برآید ز جگر نیشتر ما ۴
می گفت به جان دوش سعیدا دل محزون
زینهار که از خود نروی بی خبر ما ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸ - ما را اگرچه [خوار] نمود افتقار ما
گوهر بعدی:شماره ۴۰ - جلا می دهد سینه را اخگر ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.