این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند رنج، فقر، عشق، خودشناسی و سیر و سلوک معنوی میپردازد. شاعر از تأثیرات غم بر روح و جسم سخن میگوید، ارزش گذشت از خود را میستاید، و عشق را به عنوان نیرویی متحول کننده توصیف میکند که میتواند جسم را به جان تبدیل کند. همچنین، متن به مفاهیمی مانند کعبهٔ دل، سیر و سلوک معنوی و ارزش سادگی در زندگی اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم استفادهشده در متن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار یا نامفهوم باشد.
شماره ۱۲۷ - غم دماغم را پریشان کرده است
ناله جسمم را نیستان کرده است ۱
هر گدایی را که چون از خود گذشت
فقر را نازم که سلطان کرده است ۲
هر که آسان دید دور چرخ را
مشکلی را بر خود آسان کرده است ۳
می تواند جسم ما را جان کند
جان خود را آن که جانان کرده است ۴
معنی آدم ز هر نقشی مخواه
صورتش را گرچه انسان کرده است ۵
دایه اش بس مهربان است و لطیف
طفل ما خود را گریزان کرده است ۶
از تبسم دوش در بازار عشق
دلبر ما شکر ارزان کرده است ۷
کعبهٔ دل را نمی داند چه سود؟
شیخ گو قطع بیابان کرده است ۸
سر به جیب فکر، صوفی زان برد
سیر جنت در گریبان کرده است ۹
تا به جوش آمد سعیدا بحر دل
نطق ما را گوهرافشان کرده است ۱۰
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.