هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید، با تصاویری مانند مستی، گوهر نایاب، و محراب. شاعر از فراق و اشکهایش میگوید و اینکه یاد معشوق جهان را برایش منور میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۳۰ - هوشیار ای دل که او مست می ناب آمده است
هوشیار ای دل که او مست می ناب آمده است
در کنارش گیر زودی وقت دریاب آمده است ۱
هر جواهر کان نمی خواهی تو را آید به دست
گوهر مقصود در این بحر نایاب آمده است ۲
بر صفا روی او منکر چسان گردد کسی
چشم، بیت الله، ابرو طاق محراب آمده است ۳
با خیال زلف در زنجیر کردم پای دل
از تماشای رخش هرگه که بی تاب آمده است ۴
در فراقش خوابم آمد گریه می دیدم به خواب
چون شدم بیدار دیدم بر سرم آب آمده است ۵
نیمشب یاد رخش کردم منور شد جهان
غیر می داند که در این خانه مهتاب آمده است ۶
طفل اشکت گر سعیدا می رود عریان چه باک
نیست عیب این بینوا از عالم آب آمده است ۷
در کنارش گیر زودی وقت دریاب آمده است ۱
هر جواهر کان نمی خواهی تو را آید به دست
گوهر مقصود در این بحر نایاب آمده است ۲
بر صفا روی او منکر چسان گردد کسی
چشم، بیت الله، ابرو طاق محراب آمده است ۳
با خیال زلف در زنجیر کردم پای دل
از تماشای رخش هرگه که بی تاب آمده است ۴
در فراقش خوابم آمد گریه می دیدم به خواب
چون شدم بیدار دیدم بر سرم آب آمده است ۵
نیمشب یاد رخش کردم منور شد جهان
غیر می داند که در این خانه مهتاب آمده است ۶
طفل اشکت گر سعیدا می رود عریان چه باک
نیست عیب این بینوا از عالم آب آمده است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۹ - نگاه شوخ [و] دل ساده روبرو شده است
گوهر بعدی:شماره ۱۳۱ - آسمانم تکیه گاه من بدن گردیده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.