هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج شاعر است که آسمان را تکیهگاه خود میداند و از داغها و اشکهایش میگوید. او از فراق و اندوه سخن میگوید و اشارهای به عشق و دلدادگی دارد. همچنین، شاعر به مرگ و فنا اشاره میکند و از قدرت و ناز سخن میراند. در پایان، قدردانی از سخنوران و جایگاه شاعر در جهان را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی مانند اندوه، مرگ و عشق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده نیاز به درک ادبی بالاتری دارد.
شماره ۱۳۱ - آسمانم تکیه گاه من بدن گردیده است
آسمانم تکیه گاه من بدن گردیده است
داغ ها بر تن چو گردون پیرهن گردیده است ۱
سیل اشکم برده از بس پاره های دل مرا
هر سر خاری در این وادی وطن گردیده است ۲
دل به ذوق نوش آن لب های میگون عمرهاست
همچو جام باده سر تا پا دهن گردیده است ۳
گر کلامم سبز گردد در ضمایرها چه دور؟
دشت ها از گریهٔ مجنون چمن گردیده است ۴
همچو اخگر تن به آتش دادگان فارغ دلند
پیشتر از مرگ خاکستر کفن گردیده است ۵
تا کشد افتاده دل ها را از آن چاه زنخ
ناز، دست قدرت و کاکل، رسن گردیده است ۶
قدردانان سخن رفتند یک یک از میان
تا سعیدا در جهان صاحب سخن گردیده است ۷
داغ ها بر تن چو گردون پیرهن گردیده است ۱
سیل اشکم برده از بس پاره های دل مرا
هر سر خاری در این وادی وطن گردیده است ۲
دل به ذوق نوش آن لب های میگون عمرهاست
همچو جام باده سر تا پا دهن گردیده است ۳
گر کلامم سبز گردد در ضمایرها چه دور؟
دشت ها از گریهٔ مجنون چمن گردیده است ۴
همچو اخگر تن به آتش دادگان فارغ دلند
پیشتر از مرگ خاکستر کفن گردیده است ۵
تا کشد افتاده دل ها را از آن چاه زنخ
ناز، دست قدرت و کاکل، رسن گردیده است ۶
قدردانان سخن رفتند یک یک از میان
تا سعیدا در جهان صاحب سخن گردیده است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۰ - هوشیار ای دل که او مست می ناب آمده است
گوهر بعدی:شماره ۱۳۲ - عندلیب روح را تن آشیان گردیده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.