خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، به توصیف احساسات شاعر نسبت به معشوق میپردازد. شاعر از زیباییهای معشوق، مانند چشمهای فریبنده و اندام سروقامتش سخن میگوید و از بیقراری و شوق خود در راه عشق یاد میکند. همچنین، اشارهای به مفاهیمی مانند صید و شکار دارد که به رابطه عاشق و معشوق اشاره دارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به درک ادبی بالاتری نیاز دارند.
شماره ۱۸۶ - دل بسکه چشم شوخ تو را نام می گرفت
دل بسکه چشم شوخ تو را نام می گرفت
چشمم به گریه روغن بادام می گرفت ۱
می کرد جا به خانهٔ سیماب انتخاب
هرگاه بی قرار تو آرام می گرفت ۲
انگشت رو به باده که می کرد فی المثل
گر از لب تو بوسه به پیغام می گرفت ۳
اندام سرو بوی گل و رنگ لاله را
قدرت ز پیکر تو سرانجام می گرفت ۴
در راه شوق چون گل صد برگ می شکفت
هر خار چون ز پای طلب کام می گرفت ۵
آن صید لاغرم که اگر باخبر شدی
صیاد گریه پیش ره دام می گرفت ۶
می شد قبول شاه، سعیدای بینوا
گر همتی ز شحنهٔ بسطام می گرفت ۷
چشمم به گریه روغن بادام می گرفت ۱
می کرد جا به خانهٔ سیماب انتخاب
هرگاه بی قرار تو آرام می گرفت ۲
انگشت رو به باده که می کرد فی المثل
گر از لب تو بوسه به پیغام می گرفت ۳
اندام سرو بوی گل و رنگ لاله را
قدرت ز پیکر تو سرانجام می گرفت ۴
در راه شوق چون گل صد برگ می شکفت
هر خار چون ز پای طلب کام می گرفت ۵
آن صید لاغرم که اگر باخبر شدی
صیاد گریه پیش ره دام می گرفت ۶
می شد قبول شاه، سعیدای بینوا
گر همتی ز شحنهٔ بسطام می گرفت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۵ - شوخ ما رسم قیل و قال گرفت
گوهر بعدی:شماره ۱۸۷ - هر که آمد عمر خود را صرف سامان کرد و رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.