هوش مصنوعی: این شعر از سعیدا نیشابوری با استفاده از تصاویر طبیعی مانند شمع، کوه، شبنم، گل و بلبل، به بیان مفاهیم عرفانی و فلسفی مانند فنا در عشق، گذر عمر و تلاش برای رسیدن به کمال می‌پردازد. هر بیت با نمادی از طبیعت، احساسات عمیق انسانی و عشق را به تصویر می‌کشد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر برای درک و تجربه‌ی نوجوانان و بزرگسالان مناسب است و ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

شماره ۱۸۷ - هر که آمد عمر خود را صرف سامان کرد و رفت

هر که آمد عمر خود را صرف سامان کرد و رفت
شمع را نازم که جسم خویش را جان کرد و رفت ۱

تیشه را بر سر نه از بی طاقتی فرهاد زد
کوه کندن را برای خویش آسان کرد و رفت ۲

گریه ام کی همچو شبنم منت از گل می کشد
اشک من از گریهٔ من گل به دامان کرد و رفت ۳

داشتم زان پیرهن [بویی] چو گل در جیب خویش
سرزد آهی صبح آن را در گریبان کرد و رفت ۴

غنچه را آمد نسیم آشفت بگذشت از چمن
نالهٔ بلبل دل گل را پریشان کرد و رفت ۵

نکهتی از طرهٔ جانان نسیم آورد دوش
بلبل طبع سعیدا را غزلخوان کرد و رفت ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۸۶ - دل بسکه چشم شوخ تو را نام می گرفت
گوهر بعدی:شماره ۱۸۸ - دلم به گرمی عشق تو باغ باغ شکفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.