هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از سعیدا، با تصاویر شاعرانه و استعارههای غنی، به موضوعاتی مانند عشق، شهادت، حیرت و بیقراری میپردازد. شاعر با استفاده از مضامین طبیعت و عناصر نمادین مانند خون شهیدان و خندهٔ معشوق، احساسات عمیق خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند شهادت و خون ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۸۹ - جوهر تیغی که من بر آن کمر می بینمت
جوهر تیغی که من بر آن کمر می بینمت
سبزهٔ خاک شهیدان تا کمر می بینمت ۱
خنده کردی و تبسم آن دهان تنگ را
حقهٔ لعل پر از در و گهر می بینمت ۲
تا کجا پا را حنایی کرده بیرون آمدی
باز از خون شهیدان دست تر می بینمت ۳
جزو [و] کلی را که گنجد در خیال آدمی
خود تو می دانی که از آن بیشتر می بینمت ۴
همچو عمر عاشقان بی قرار و بی شکیب
گاه از نزدیک دوری در گذر می بینمت ۵
از محالات است دیدن با نظر روی تو را
خوش محال است این که من عین نظر می بینمت ۶
دید جانان بی سر و پایم به کوی خویش گفت
چون نگاه حیرتی بی بال و پر می بینمت ۷
باز ای کاکل مگر گرد سرش گردیده ای
در نزاکت خوبتر از مشک تر می بینمت ۸
می روم گاهی ز خود گه باز می آیم به خود
گاه در خود گاه در جای دگر می بینمت ۹
در خراباتم سعیدا دید هشیاری و گفت
با وجود مفلسی ها معتبر می بینمت ۱۰
سبزهٔ خاک شهیدان تا کمر می بینمت ۱
خنده کردی و تبسم آن دهان تنگ را
حقهٔ لعل پر از در و گهر می بینمت ۲
تا کجا پا را حنایی کرده بیرون آمدی
باز از خون شهیدان دست تر می بینمت ۳
جزو [و] کلی را که گنجد در خیال آدمی
خود تو می دانی که از آن بیشتر می بینمت ۴
همچو عمر عاشقان بی قرار و بی شکیب
گاه از نزدیک دوری در گذر می بینمت ۵
از محالات است دیدن با نظر روی تو را
خوش محال است این که من عین نظر می بینمت ۶
دید جانان بی سر و پایم به کوی خویش گفت
چون نگاه حیرتی بی بال و پر می بینمت ۷
باز ای کاکل مگر گرد سرش گردیده ای
در نزاکت خوبتر از مشک تر می بینمت ۸
می روم گاهی ز خود گه باز می آیم به خود
گاه در خود گاه در جای دگر می بینمت ۹
در خراباتم سعیدا دید هشیاری و گفت
با وجود مفلسی ها معتبر می بینمت ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۸ - دلم به گرمی عشق تو باغ باغ شکفت
گوهر بعدی:شماره ۱۹۰ - ز من جان خواست جانان گفتمش از جان به جان منت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.