هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام، رنجهای عاشقانه، و ناامیدیهای زندگی سخن میگوید. شاعر از بیوفایی معشوق، غرور و خودپرستی، و تلخیهای روزگار شکایت دارد. همچنین، به مفاهیمی مانند جوانیِ گذرا، پیریِ ناتوان، و امیدهای بربادرفته اشاره میکند. در پایان، شاعر به دنبال تسلی در شراب و رهایی از غم است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه، ناامیدی، و تفکر در مورد زندگی و مرگ است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مصرف شراب ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۲۲۳ - چه شور است این که بر گرد سر مخمور می گردد
چه شور است این که بر گرد سر مخمور می گردد
که جان کندن به تلخی در مذاقم شور می گردد ۱
تو را کاکل به گرد سر چرا پیچیده می دانی
خیال خودپرستی بر سر مغرور می گردد ۲
نمی دانم چه خوی است این بت وحشی مزاجم را
که من نزدیکتر چو می شوم او دور می گردد ۳
منه سر زیر پای دار دنیا زینهار ای دل
که در این دار هرگز کی سری منصور می گردد ۴
دلا ساغر بکش غم از شکست خود مخور هرگز
که از یک جام این ویرانه ها معمور می گردد ۵
خیال روزگار دون مرا در وجد می آرد
که چون بر پای دار آید سری منصور می گردد ۶
جوانی چون به عصیان شد به پیری ناتوان باشد
که مه از شبروی ها صبحدم بی نور می گردد ۷
ز بس در کوی جانان دور باش شرم می باشد
دلم هر دم روان می گردد و از دور می گردد ۸
نباشد عقل را راهی سعیدا در دل روشن
چو موسی گاهگاهی بر سر این طور می گردد ۹
که جان کندن به تلخی در مذاقم شور می گردد ۱
تو را کاکل به گرد سر چرا پیچیده می دانی
خیال خودپرستی بر سر مغرور می گردد ۲
نمی دانم چه خوی است این بت وحشی مزاجم را
که من نزدیکتر چو می شوم او دور می گردد ۳
منه سر زیر پای دار دنیا زینهار ای دل
که در این دار هرگز کی سری منصور می گردد ۴
دلا ساغر بکش غم از شکست خود مخور هرگز
که از یک جام این ویرانه ها معمور می گردد ۵
خیال روزگار دون مرا در وجد می آرد
که چون بر پای دار آید سری منصور می گردد ۶
جوانی چون به عصیان شد به پیری ناتوان باشد
که مه از شبروی ها صبحدم بی نور می گردد ۷
ز بس در کوی جانان دور باش شرم می باشد
دلم هر دم روان می گردد و از دور می گردد ۸
نباشد عقل را راهی سعیدا در دل روشن
چو موسی گاهگاهی بر سر این طور می گردد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۲ - چو از نور تجلی ساغری سرشار می گردد
گوهر بعدی:شماره ۲۲۴ - ز راه عشقبازی این دل شیدا نمی گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.