هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از درد فراق و نامهربانی معشوق می‌نالد و عشق را با مفاهیمی مانند آتش، نمک در استخوان، و مجنون و لیلی مقایسه می‌کند. همچنین، به موضوعاتی مانند بیداری از غفلت، اهل دل، و تضاد بین عاشق و معشوق پرداخته شده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای خوانندگان جوانتر نامفهوم باشد.

شماره ۲۳۶ - چه شور است این که دل از دست آن نامهربان دارد

چه شور است این که دل از دست آن نامهربان دارد
که جای مغز جسم من نمک در استخوان دارد ۱

چسان مستور دارم عشق را واعظ مپوش از من
که حق را در مسلمانی مگر کافر نهان دارد ۲

ز خواب غفلتم بیدار گردانید فریاد درا امشب
صدای اهل دل در گوش اهل ذوق جان دارد ۳

چه غم دارد ز خیل آهوان، لیلی در این صحرا
چو مجنون ناله سوزد دردمندی را شبان دارد ۴

چسان نسبت دهم پروانه را ای شمع با سوزت
تو آتش بر زبان داری و او آتش به جان دارد ۵

نمی دانم سعیدا کین اخوان از چه رو باشد
که [گویی] [یوسفی] با خویشتن این کاروان دارد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۳۵ - من از تخمین خاطر گفتمش چون مو کمر دارد
گوهر بعدی:شماره ۲۳۷ - به هنگام دعا زاهد نظر بر آسمان دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.