هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از زبان عاشقی بیان میشود که از ناز و غمزههای معشوق خود رنج میبرد. شاعر از عشق و رنجهای آن سخن میگوید و اشاره میکند که هر کمالی زوالی دارد و هر سودی در نهایت ممکن است به زیان تبدیل شود.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و زوال کمال نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۳۷ - به هنگام دعا زاهد نظر بر آسمان دارد
به هنگام دعا زاهد نظر بر آسمان دارد
امید دانهٔ گندم مگر از کهکشان دارد ۱
چه گویم با چنان شوخی که در نظارهٔ اول
خدنگ ناز و چشم مست و تیغ بی امان دارد ۲
به جان طور آتش از تجلای تو پیدا شد
ز دست توست هر داغی که در دل آسمان دارد ۳
ز بیداد تو در پیش که گویم چون تو می دانی
دلم از خنجر ناز تو زخم بی نشان دارد ۴
سعیدا هر کمالی را زوالی در کمین باشد
که هر سودی که ماه نو کند آخر زیان دارد ۵
امید دانهٔ گندم مگر از کهکشان دارد ۱
چه گویم با چنان شوخی که در نظارهٔ اول
خدنگ ناز و چشم مست و تیغ بی امان دارد ۲
به جان طور آتش از تجلای تو پیدا شد
ز دست توست هر داغی که در دل آسمان دارد ۳
ز بیداد تو در پیش که گویم چون تو می دانی
دلم از خنجر ناز تو زخم بی نشان دارد ۴
سعیدا هر کمالی را زوالی در کمین باشد
که هر سودی که ماه نو کند آخر زیان دارد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۶ - چه شور است این که دل از دست آن نامهربان دارد
گوهر بعدی:شماره ۲۳۸ - مگر خبر ز دل خسته آن نگار ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.