هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، به زیباییهای طبیعت، عشق، و مسائل عرفانی میپردازد. در آن از باد صبا، زلف یار، لب خندان، و مفاهیمی مانند درد خودی و فیض الهی سخن گفته شده است. شاعر از دشواریهای زندگی و جستجوی آرامش در عشق و معنویت میگوید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در شعر وجود دارد که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
شماره ۲۶۱ - دی صبا قصهٔ آن کاکل پیچان می کرد
دی صبا قصهٔ آن کاکل پیچان می کرد
جمع می کرد دل خلق و پریشان می کرد ۱
نگهش هر دل آشفته که می برد از راه
می گرفتش خم زلف از ره و پنهان می کرد ۲
سخت مشکل شده از دست خرد، کار مرا
کو می صاف که می آمد و آسان می کرد؟ ۳
سخن از معجزهٔ آن لب خندان چه کنم
سنگ را بی سخن آن لعل بدخشان می کرد ۴
هر شمیمی که نسیم از ره او می آورد
می گرفتش گل و در چاک گریبان می کرد ۵
در خرابات مغان هم دگر آن باده نماند
که دو جامش به صفت جانور انسان می کرد ۶
خم نشین گشته فلاطون ز مسیحا پرسید
هر که درد خودی داشت چه درمان می کرد ۷
موج زد خاطر بحر و به نظر زود آمد
ورنه چشم گهرافشان تو طوفان می کرد ۸
قابل فیض نبودیم سعیدا در اصل
لیکن آن مبدأ فیض از کرم احسان می کرد ۹
جمع می کرد دل خلق و پریشان می کرد ۱
نگهش هر دل آشفته که می برد از راه
می گرفتش خم زلف از ره و پنهان می کرد ۲
سخت مشکل شده از دست خرد، کار مرا
کو می صاف که می آمد و آسان می کرد؟ ۳
سخن از معجزهٔ آن لب خندان چه کنم
سنگ را بی سخن آن لعل بدخشان می کرد ۴
هر شمیمی که نسیم از ره او می آورد
می گرفتش گل و در چاک گریبان می کرد ۵
در خرابات مغان هم دگر آن باده نماند
که دو جامش به صفت جانور انسان می کرد ۶
خم نشین گشته فلاطون ز مسیحا پرسید
هر که درد خودی داشت چه درمان می کرد ۷
موج زد خاطر بحر و به نظر زود آمد
ورنه چشم گهرافشان تو طوفان می کرد ۸
قابل فیض نبودیم سعیدا در اصل
لیکن آن مبدأ فیض از کرم احسان می کرد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۰ - خرمی ز این دو روزه جان نتوان کرد
گوهر بعدی:شماره ۲۶۲ - موج خیز گریهٔ ما چشم تر بار آورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.