هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از وحشی بافقی، به زیبایی رابطهی عاشق و معشوق و رنجهای عشق را به تصویر میکشد. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا مانند "گل" و "بلبل"، از درد عشق و فناپذیری انسان سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی، نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۶۵ - چون ز خون عاشق آن رخساره گل، مل می خورد
چون ز خون عاشق آن رخساره گل، مل می خورد
صد گره بالای هم از ناز کاکل می خورد ۱
می کند از عاشقان، معشوق جذب رنگ را
دایماً در این چمن گل خون بلبل می خورد ۲
وحشی دل تازه دارد کام از زلف بتان
آهوی این دشت دایم برگ سنبل می خورد ۳
گرچه مدحم پیش قدر مرتضی برگ که است
نیست ضایع خاطرم جمع است دلدل می خورد ۴
می برد چون خس سعیدا آخرش سیل فنا
با وجود می کسی غم زیر این پل می خورد؟ ۵
صد گره بالای هم از ناز کاکل می خورد ۱
می کند از عاشقان، معشوق جذب رنگ را
دایماً در این چمن گل خون بلبل می خورد ۲
وحشی دل تازه دارد کام از زلف بتان
آهوی این دشت دایم برگ سنبل می خورد ۳
گرچه مدحم پیش قدر مرتضی برگ که است
نیست ضایع خاطرم جمع است دلدل می خورد ۴
می برد چون خس سعیدا آخرش سیل فنا
با وجود می کسی غم زیر این پل می خورد؟ ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۴ - آنچه قسمت کرده هر کس روزی خود می خورد
گوهر بعدی:شماره ۲۶۶ - فیض از کوچهٔ معشوقه هوا می گیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.